بازی nfs_prostreet هنوز وارد باز ار ایران نشده چون خیلی منتظر این بازی هستم
میگن خیلی گرافیک بالای داره و نیاز به سیستم بالای هم از لحاظ کارت گرافیک داره
بازی زیبای هستش ولی ما هنوز دستمون بهش نمی رسه
بازی nfs_prostreet هنوز وارد باز ار ایران نشده چون خیلی منتظر این بازی هستم
میگن خیلی گرافیک بالای داره و نیاز به سیستم بالای هم از لحاظ کارت گرافیک داره
بازی زیبای هستش ولی ما هنوز دستمون بهش نمی رسه
ابازی جالبی هستش نسبت به نسخه های قبلی این بازی نمیدونم که الان توی بازار هستش یا نه اگر از دوستان سراغ داره بگه تا بخیریم و استفاده کنیم





نقد بازی Grand Theft Auto IV
دیگه کمتر گیمری پیدا میشه که GTA بازی نکرده باشد یا نداند چه بازیی هست. همیشه GTA جزو بازیهای پرطرفدار و پرفروش بوده هست. همیشه با آمدن نسخه جدیدی از بازی انقلابی در صنعت بازی رخ داده هست. حالا جدیدترین شماره بازی یعنی IV چند هفته پیش وارد بازار شد که متاسفانه چون در بازی فرهنگ آمریکایی رو تبلیغ میکند و در ایران درجه سنی وجود ندارد به طور کلی فروشش برای همه سنین ممنوع شده و باید این بازی را که برای دو کنسول PS3 و Xbox 360 عرضه شده رو به صورت زیرزمینی تهیه کنید!. بازی بر خلاف شایعه هایی که صورت گرفته بود که بازی برای Xbox360 بیشتر از یک دیویدی خواهد بود در یک دیویدی عرضه شد. همان طور که شرکت Rockstar قول داده بود که نسخه PS3 با X360 فرقی نداشته باشد به قولش عمل کرد و هیچ فرقی ندارد. بازی با لوگوی راک استار آغاز میشه و در حین لودینگ آرتورک هایی نمایش داده میشود و جالب اینجا هست که بازیی منویی ندارد! و یعنی دیسک بازی را بزارید بعد از دمو و لودینگ داخل بازی میشوید که اگر بخواهید دکمه Start رو میزنید تا به تنظیمات یا نقشه یا... بروید. شخصیت این سری مرد سفید پوستی به نام نیکو بلیک هست که اهل کشور روسیه هست که به آمریکا می آید و طبق همیشه باید ماموریت هایی رو انجام دهد تا پولی بدست بیاورد اما با داستانی این ماموریت ها انجام میشود تا بازیباز از بازی خسته نشود و از آنجا که همه ایرانیها به زبان انگلیسی مسلط هستند متوجه این ماجراها خواهند شد و با دقت Subtitle و دموها رو نگاه میکنند! اولین نکته که متوجه آن میشوید اضافه شدن موبایل به بازی هست که میتوانید به دوستان خود برای گرفتن ماموریت یا رفتن به جایی مثل بولینگ تماس بگیرید یا در مواقع ضروری با پلیس یا آمبولانس یا... تماس بگیرید که مطمئنا شما هم بدتان نمی آید با این کار پلیس ها رو سرکار بزارید! اولین چیزی که خیلی به چشم میاید گرافیک بازی هست که بر اساس موتور Rage نوشته شده هست و نسبت به نسخه قبل یعنی San Andreas خیلی پیشرفت کرده و دیگر شاهد چسبیده بودن انگشت ها یا چشم ثابت و قیافه های منگلی نیستیم و همه چیز با دقت و زیبایی طراحی شده و نسبت به وسعت نقشه بازی گرافیک عالی هست. سایه ها خیلی خوب هست و افکت آب عالی طراحی شده طوری که وقتی میروید دریا حوس میکنید دیگه جایی نروید و همان جا بشینید به دریا نگاه کنید!.
فیزیک بازی واقعا چشمگیر هست و به واقعی بودن بازی خیلی کمک کرده به همین دلیل بازی نسبت به نسخه های قبل خود کمی کند تر شده هست. اگر میخواهید با فیزیک بازی آشنا شوید کافی هست یک نارنجک به جایی بندازید تا متلاشی شدن اجسام مثل صندلی و میز یا منفجر شدن ماشین رو ببینید که در همین حین افکت آتش هم خودنمایی میکنه و واقعا بازیباز حس میکند که با یک بازی معمولی طرف نیست.محیط تخریب پذیری بازی خوب هست و اگر با ماشین به دیوار بزنید سیمان یا قسمت رویی دیوار میریزد و خاک بلند میشود یا اگر به تیرچراغ برق بزنید ابتدا برق قطع میشه و بعد از افتادن تیر جایش جرقه میزند. اگر شما با سرعت خیلی زیاد با ماشین به ماشین دیگری یا جسمی برخورد کنید نیکو از شیشه جلو به بیرون پرت میشه و اگر شانس با شما یار باشد نیکو زنده میماند که مارو یاد بازی زیبای Saints Row میندازد. به همین دلیل سواری با موتور خیلی خطرناک شده و دیگر مثل نسخه های قبل نیست که 200تا سرعت تصادف کنید و فقط روی آسفالت کشیده شوید و دوباره بلند شوید و بیایید سوار موتور شوید ، ایندفعه اگه با موتور تصادف کنید ممکنه سرتان به جایی بخورد و کشته شوید و مجبورید بازی رو از بیمارستان با کمتر شدن پولتان به خاطر زنده شدنتان! آغاز کنید. البته بعضی موقع ها نیکو سوار موتور میشود کلاه ایمنی هم میزارد که زیاد تاثیری ندارد و فقط تزئینی هست. حرکت کاراکترها خیلی زیباتر شده مثلا اگر ماشینی با سرعت جلوی شما ترمز بگیره نیکو دستهاشو روی کاپوت ماشین میزاره تا آسیبی بهش نرسه و اگر سرعت زیاد باشه احتمالا از روی ماشین رد میشوید و کشته میشوید یا اگر زخمی بشید راننده پیاده میشود ببیند چه اتفاقی برای شما افتاده که اگر شما خیلی عصبانی باشید میتوانید از راننده با یک گلوله خسارت بگیرید! البته هوش مصنوعی نسبت به سری قبل بالاتر رفته و پلیس به دنبال شما خواهد آمد که شما میتوانید تسلیم بشوید یا فرار کنید. اگر شما ستاره دار شوید(تحت تعقیب) در نقشه دایره ای قرمز رنگ پدید میاید که نشان میدهد در این منطقه قرمز رنگ پلیس ها به دنبال شما هستند و باید از این دایره خارج شوید که هرچقدر ستاره تان بیشتر باشد محیط دایره هم بیشتر خواهد بود. راه دیگر برای فرار از دست پلیس ها رنگ زدن ماشین هست که در مکان هایی میتوانید رنگ ماشین خود را عوض کنید و پلیس ها رو گول بزنید اما اگر جلوی چشم پلیس ها وارد این مکان شوید نمیتوانید رنگ بزنید چون پلیس ها شمارو دیدند. کلا این ستاره ها شش تا هست که در شش ستاره خیلی بعید هست که بتوانید برنده شوید چون از زمین و آسمون میریزند سرتون و قدرت دست پلیس ها هست. تصادف هیچ مانعی ندارد و آزاد هست اما اگر با ماشین پلیس یا مامور پلیس تصادف کنید ستاره دار میشوید و باید با مبارزه با آنها ادامه دهید.
نقشه نسبت به نسخه قبل بزرگتر و زیباتر شده و تعداد ساختمان هایی که میتوانید وارد آنها شوید بیشتر شده که اکثرشان تزئینی هست و نمیتوانید کار خاصی بکنید. دیگر از بدنسازی و آرایشگاه و... خبری نیست و متاسفانه باید با کله کچل نیکو و ته ریش ضایعه اش بروید دختر بازی که میتوانید روی لباس هایتان کار کنید که تنوع نسباتا خوبی دارد اما برای بازیی به نام GTA خوب نیست. به جای اینها یک ساختمان جدید به نام اینترنت اضافه شده که همان کافی نت خودمان هست و میتوانید بروید پشت کامپیوتر و وارد سایتهای مختلف شوید و دوست پیدا کنید یا ایمیلهایتان رو چک کنید یا برای گوشی خود تم یا آهنگ بگیرید و... کلا در بازی دو نوع گوشی وجود دارد که بعد از انجام ماموریت هایی دوستتان گوشیی مجهز به شما میدهد که دوربین دارد و صفحه رنگی هست و دیگر تفاوت زیادی با گوشی قبلی خود ندارد که راک استار میتوانست بیشتر روی گوشی کار کند مثلا رادیو بگیرد تا وقتی سوار ماشین نیستید هم بتوانید آهنگ گوش دهید مثل بازی Saints Row که متاسفانه راک استار روی چیزهای دیگر تمرکز کرده است. رادیو هم خوب کار شده و موزیک های متنوع و زیبایی در بازی گذاشته شده است. صدای اسلحه ها هم با هم فرق دارد اما از روی نمونه واقعی الگوبرداری نشده که زیاد مهم نیست. صدای محیط هم خیلی خوب هست و میتوانید به صحبت های مردم گوش دهید یا صدای ضبط ماشین هایی که از کنارتان رد میشود یا وقتی نزدیک کلوب میشوید صدای موسیقی را میشنوید یا وقتی به جسمی برخورد میکنید صدای آن به زیبایی درمیاید. بازی تا دلتان بخواهد ماموریت دارد اما به نظر من ماموریت های نسخه قبل یعنی San Andreas خیلی زیباتر و متنوع تر بود شاید به این دلیل که در آنجا جنگ گنگستری و انتقامی بود اما در این نسخه اینطور نیست. تعداد دموها خیلی بیشتر شده و اگر به زبان انگلیسی مسلط باشید میتوانید کلی لذت ببرید اما ماموریت ها معمولا باید یا کسی رو به جایی برسونید یا باید کسی یا عده ای رو بکشید که شاید برای چند ساعت اول جذاب باشد اما اگر فنبوی بازی رو کنار بزاریم میبینیم که واقعا کسل کننده هست. شاید یکی از جذاب ترین ماموریت ها سرقت از بانک باشد که در آن هوش مصنوعی پایین پلیس ها بیداد میکند که زیاد لتمه ای نمیزند و طرفداران سابق GTA این چیزها برایشان عادی شده است. یا در یک ماموریت شما حق انتخاب دارید که بین دو نفر چه کسی رو بکشید که این قضیه دو بار در بازی تکرار میشود که در پایان بازی تاثیر خواهد داشت. این حق انتخاب بازیباز رو یاد بازی SCA میندازد که اگر راکستار از این کارها بیشتر میکرد شاید بازی کمی جذاب تر میشد. نکته جالب اینجا هست اگر در حین ماموریت کاری رو خراب کنید دمویی نشان داده میشود که مربوط به خراب کردن کار شما هست مثلا اگر باید کسی رو جایی برسونید و ماشین چپ کند ماموریت شما انجام نمیشود و دمویی نشان داده میشود که شخص با نیکو حرف میزند و بعد از دمو پیامکی به موبایل شما ارسال میشود که از شما میپرسد میخواهید این ماموریت رو دوباره انجام دهید یا نه که انتخاب با شما هست. یکی دیگر از قابلیت هایی که به بازی اضافه شده هست که به شما کمک خیلی زیادی میکند نشان دادن نزدیک ترین راه به مقصد هست که مثل بازی Saints Row میمونه و شما با استفاده از GPRS که راه رو به شما نشان میدهد زودتر میرسید اما راه آسان تر این هست که شما تاکسی بگیرید که متسفانه بعضی موقع ها هرچی سوت میزنید تاکسی نمی ایسته و شما باید به زور و تلاش سوار تاکسی شوید. وقتی سوار تاکسی شوید میتوانید بشینید و با خیال راحت از پنجره به بیرون نگاه کنید(در زاویه اول شخص) یا میتوانید این صحنه ها رو رد کنید و نکته دیگر این هست که میتوانید به راننده تاکسی بگویید که عجله دارید و اگر صحنه رو رد میکنید دیگه لازم به این کار نیست.
یکی دیگر از قابلیت های تفریحی اضافه شدن تلوزیون هست که بازیباز رو یاد بازی The Darkness میندازه که میتوانید در خانه بشینید و کانال عوض کنید یا صدا رو کم و زیاد کنید که الحق روی این زمینه خوب کار شده و میتوانید انواع برنامه های جذاب رو ببینید که خیلی جالب هست. مکان های تفریحی هم افزایش پیدا کرده و میتوانید با دوست دختر خود به این مکان ها بروید. مثلا میتوانید به تئاتر بروید و کامل بشینید نگاه کنید که خیلی جالب هست یا به بولینگ بروید یا به Bar بروید و شراب بخورید که اگر این کار رو کنید تصویر متحرک میشود و نبض قبل خود را میتوانید از شوک دسته حس کنید که واقعا جالب هست. بعد از تفریحتان با دوست دختر خود میتوانید برای نیاز جنسی به خانه اش بروید که دیگر خبری از دیدن این صحنه ها نیست و فقط میتوانید بشنوید! یا میتوانید در داخل ماشین با گرفتن یک بوسه نیاز خود رو برطرف کنید. دیگر خبری از قابلیت های دویدن و هیکل و پریدن و غذا و... نیست و غذاخوردن فقط به سلامتی شما افزایش میدهد و هرچقدر رانندگی یا ورزش یا... بکنید نتیجه ای ندارد. هوا هم مثل روز و شب تغییر میکند و ممکن هست بارانی یا طوفانی یا آفتابی یا ابری باشد که در موقع آفتابی از ف.یلتر زرد و قرمز استفاده شده و در بارانی و طوفانی از ف.یلتر آبی رنگ استفاده شده و اکثر موقع ها شما احساس میکنید که تصویر تار هست و زیاد همه چیز شفاف و نمایان نیست ضمن اینکه نور کمی کمتر شده که باید تنظیمات نور تلوزیون خود را بالاتر ببرید. در بازی هلیکوپتر و قایق و موتور و... وجود دارد که گیم پلی انها مثل نسخه قبل هست و هیچ تغییری نکرده هست. حرکات مردم خیلی طبیعی تر شده مثلا وقتی باران میاید چتر درمیارن یا میرن زیر پناهگاهی یا روزنامه رو سر خود میزارن و میدوند یا اگر تیراندازی کنید با فریاد فرار میکنند یا اگر تصادف کنید می ایستند ببینند چه اتفاقی برای شما افتاده یا اگر با ماشین به طرفشان بروید ممکن هست از ترس حرکت نکنند یا برای حفظ جونشون بپرند به طرف دیگر و دیگر مردم الکی در خیابان ها نیستند. مثلا عده ای در پارک ورزش میکنند یا گداها در جای خلوت خوابیده اند یا عده ای حرف میزنند یا با موبایل خود ور میروند و خیلی حرکات های دیگر که به واقعی بودن و زیبایی بازی خیلی کمک کرده است. دیالوگ هایشان هم همین اوضاع رو دارند و خیلی زیبا و متنوع هست. دیگر در بازی نمیتوانید خانه بخرید و با انجام دادن ماموریت هایی خودتان خانه بدست می آورید و تفنگ ها هم مثل سری قبل خود هست. ماشین ها هم تنوع بسیار خوبی دارند و متسفانه دیگر خبری از اسپورت کردن نیست اما اگر در شهر بگردید میتوانید ماشین های بسیارخوب و اسپرت شده بدست بیاورید. سیستم هدف گیری اتوماتیک هم خوب کار شده و شما میتوانید پشت اجسام پناه بگیرید و تیراندازی کنید که شبیه The Godfather هست.
در کل GTA IV یک بازی بسیار سرگرم کننده هست که جز ماموریت ها که بازیباز رو تا سی ساعت سرگرم میکند میتواند با گشت و گزار در شهر بازیبازها رو تا مدت ها سرگرم کند. خیلی ها متعقدند که این بازی رکورد فروش خیلی بازیهارو خواهد زد که فعلا باید صبر کرد اما تا الان که فروش بسیار خوبی داشته و الان اکثر بازیبازها دارند این بازی رو بر روی PS3 یا Xbox360 بازی میکنند و لذت میبرند. قرار شده راستار پچی عرضه کند تا باگ های بازی برطرف شود و امکاناتی به بازی افزوده شود. متاسفانه در ایران خیلی ها مشکل عجیبی دارند که بعضی اجسام دیر لود میشود که واقعا اذیت کننده هست و ضدحال بدتر از این نمیتونه باشه که عجیب اینجاست که بعضی ها این مشکل رو از جمله خودم ندارند و واقعا معلوم نیست که مشکل از چی هست اما احتمال میرود نوع دیسک تاثیر گذار باشد و به خاطر اینکه این بازی ممنوع هست روی انواع دیسک امتحان کرد اما من که با Aone مشکلی نداشتم و درایورم هم سامسونگ هست. اگه این بازی رو اورجینال بخرید فکر کنم بهتر باشه تا این مشکلات رو تحمل کنید. در آخر این حماسه (GTA 4 ) رو به همه بازیبازهای بالای 16 سال پیشنهاد میکنم و واقعا امتحان کردن این بازی ضرری ندارد. باید منتظر باشیم تا ببینیم Saints Row 2 که رقیب این بازی هست میتواند پیشی بگیرد و با ایده ها و ماموریت هایی جذاب این بازی رو شکست دهد یا مثل همیشه این بازی بی رقیب خواهند ماند. لازم به ذکر هست که این بازی از خیلی مجله ها و سایت ها بالاترین نمره رو گرفته هست مثلا گیم اسپات به این بازی نمره 10 داده هست که بی سابقه هست.
کد:http://www.The-Hardyz.com





TMNT
سازنده Ubisoft Montreal
ناشر Ubisoft
سبک بازی Beat-'Em-Up
تاریخ انتشار Mar 20, 2007
پلتفورم PC | PS3 | X360 | PS2 | PSP | GC | DS | GBA | WII
نویسنده Hellgate:london
سطح بازی: راحت
درجه سنی: +6
زمان یادگیری: حدود 15 دقیقه
نقاط قوت: وجود شخصیت های جالب، صدا گذاری خوب شخصیت ها و محیط های شاد
نقاط ضعف: دوربین بسیار بد بازی، مبارزات بازی کاملا کسل کننده و بی منطق هستند، مدل شخصیت های مقابل شما اصلا خوب نیست و Map Challenge ها اصلا خوب کار نشده است
پرش، ضربه ... نینجا ها می آیند ...
Teenage Mutant Ninja Turtles) TMNT) آخرین محصول سال 2007 از استودیوی یوبی سافت مونترال است. استودیویی که انگار هنوز در رویای Prince of Persia قرار دارد. استودیویی که تا کنون سبک های مختلفی را تجربه کرده است. از بازی های تام کلنسی گرفته تا بازی های رند میلر (خالق سری بازی های حادثه ای میست) و سری بازی های فوق محبوب Prince of Persia.
تاریخچه بازی:
TMNT برگرفته از کتاب های کامیک است. این کتاب های کامیک در سال 1984 توسط Mirage Studio منتشر گردید. مبتکر این شخصیت ها Kevin Eastman بود که به کمک دوست خود Peter Laird این شخصیت های کارتونی را خلق کردند. بعد ها این کتاب های کمیک راه خود را به دنیای بازی باز کرد. تاکنون 16 بازی از سری TMNT ساخته شده است. این 16 بازی برروی بیشتر کنسول های دنیا منتشر شدهاند. از Arcade گرفته تا XBOX360 که یکی از جدیدترین کنسولهای موجود در بازار است. نینجا ها برای اولین بار در سال 1989 بر روی سیستم NES ارائه شدند. در اولین نسخه این بازی 5 مرحله وجود داشت و شما برای تکمیل هر مرحله باید یک سری ماموریت ها را به اجبار تمام می کردید. اگر بخواهیم به واقع به اولین بازی TMNT برروی کنسولی خوب اشاره کنیم باید به سال 1990 برگردیم. برای اولین بار نینجا ها بر روی Game Boy نینتندو منتشر شدند. بعد از ارائه این بازی بر روی گیم بوی، رد پای این بازی بر روی PCهای با سیستم عامل DOS نیز دیده شد. بازی TMNT که بر روی داس ارائه شد از روی نسخه اصلی آن (1989) آماده گردید و دوستداران کامپیوتر نیز این بازی را تجربه کردند.
در سال 1991، نینجا ها توسط کونامی برای Arcade تولید شد تا اینکه در سال 2003، کونامی که حق پخش این بازی را در اختیار داشتTMNT را بر روی PC، XBOX، PS2 و GameCube منتشر کرد. این سری بازی ها تا سال 2005 سه بار دیگر وارد بازار شدند و حتی در سال 2006 و 2007 دو نسخه از این بازی بر روی گوشی های موبایل توسط Overloaded آماده شد.
در سال 2006 یوبی سافت حق پخش این بازی را از کونامی خریداری کرد و وظیفه ساخت ادامه این سری بازی را به استودیوی مونترال خود سپرد. شاید یکی از دلایل این کار سابقه ساخت بازی PoP توسط این استودیو بود که تا حدودی از نظر سبک و ویژگی ها موجود در بازی، به TMNT نزدیک بود. اما آیا یوبی سافت در ساخت این بازی موفق عمل کرد؟
شخصیت های بازی:
در این بازی شما با 4 لاک پشت نینجا سرو کار دارید. لئوناردو – مایکل انجلو – دوناتلو – رافائل.
از بالا: لئوناردو، مایکل انجلو، دوناتلو و رافائل.
اگر کمی اهل هنر باشید به خوبی متوجه می شوید اسامی این 4 لاک پشت نینجا از هنرمندان و نقاشان قدیمی گرفته شده است. این 4 لاک پشت توسط استاد خود با نام استاد Splinter مهارت مبارزه را کسب کرده و تبدیل به نینجا شدند. محل استقرار این 4 نفر در فاضلاب های منهتن قرار دارد. این 4 نفر در برابر دشمنان و هیولاها و مهاجمین سیاره ما مقابله کرده و به مبارزه می پردازند، در صورتی که خود را به طور کامل از جامعه دور کرده اند.
در زیر با 4 شخصیت اصلی این بازی آشنا می شوید:
لئوناردو: لئوناردو در واقع رهبر گروه نینجا هاست. لئوناردو ماسکی آبی بر روی چشمان خود قرار می دهد و در استفاده از شمشیر تبحر خاصی دارد. اسم این شخصیت از لئوناردو داوینچی گرفته شده است.
رافائل: ضد قهرمان این تیم رافائل هست و بیشتر اوقات مخالف این است که درگیری رخ دهد. رافائل ماسکی قرمز بر چشمان خود قرار داده و تبحر خاصی در استفاده از شمشیر سه سر دارد. اسم این شخصیت از نقاش بزرگ، رافائل گرفته شده است.
مایکل آنجلو: این شخصیت خوش روحیه ترین فرد گروه هست. او عاشق خواندن کتاب های کمیک و خوردن پیتزا است. او ماسکی نارنجی بر چشمان خود می زند و تبحر خاصی در استفاده از نانچاکو دارد. اسم این شخصیت از مایکل انجلو بوناروتی گرفته شده است.
دوناتلو: او شخصیتی دانشمند، مخترع و آشنا به تکنولوژی روز است. او کلا نینجایی باهوش می باشد. او ماسکی بنفش بر چشمان خود دارد و تبحرش استفاده از چوب می باشد. اسم او از دوناتو دنیکولو دبتو باردی (di Niccolo di Betto Bardi Donato) نقاش ایتالیایی گرفته شده است.
استاد Splinter: او استاد این گروه می باشد. او یک موش است و راه نینجا شدن را به لاک پشت ها یاد داده است. او خودش از استاد بزرگ نینجوتسو (Hamato Yoshi) این سبک مبارزه را یاد گرفته است.
TMNT از نظر سبک جزء بازی های اکشن – حادثه ای تقسیم بندی شده است. شما در این بازی با مراحل مختلفی روبرو می شوید. از حرکت در فاضلاب ها و راه رو های زیر زمینی گرفته تا بر بلند ترین نقطه شهر بر روی یک برج. روند بازی کلا خطی می باشد و شما اصلا با اتفاق غیر منتظره ای روبرو نمی شوید. همه چیز بسیار ساده اتفاق می افتد. بازی به صورت مرحله ای می باشد و مرحله اول به عنوان تمرین حرکات از یک جنگل شروع می شود. البته 4 مرحله اول بازی کلا تمرینی هستند و شما با ویژگی های هر شخصیت به خوبی آشنا می شوید. بازی بسیار کوتاه است و می توان در عرض 8-10 ساعت بازی را تمام کرد. در داخل مراحل بازی یک سری Check Point به شما داده می شود و در صورتی که از در و دیوار و بالای ساختمان ها به پایین افتادید، می توانید از Check Point بازی را ادامه دهید. بازی الگوبرداری کاملی از حرکات شاهزاده فارسی کرده است. شاید بد نباشد بگوییم که تیم مونترال فقط در این بازی شخصیت های جدید را تعریف کرده است و مقداری هم حرکات ترکیبی. هیچ کار جدید در این بازی توسط تیم مونترال دیده نشده است. این مسئله از تیمی همچون مونترال بسیار دور از انتظار بود.
برای اتمام مراحل بازی سه نکته مهم است: سرعت، جمع آوری سکه های طلا، کار گروهی نینجاها. برای اتمام و گرفتن کامل امتیازات که A می باشد، شما نیاز دارین اولا با سرعت مرحله را تمام کنید و تمام سکه های موجود در بازی را که کاملا در سر راه شما قرار دارد بگیرید و نکته اخر انجام کار گروهی در بازی می باشد. اگر هر مرحله را با درجه A تمام کنید، برای شما یک جایزه باز می شود. این جایزه از یک سری شات و یک قسمت به نام Map Challenge تشکیل شده است. این قسمت در واقع مبارزه شما با دشمن های موجود در بازی است. کارگروهی در بازی کاملا کارتونی طراحی شده است. با زدن دکمه Alt یکی از نینجا ها به کمک شما می آید و با کمک یکدیگر می توانید حرکاتی ترکیبی انجام دهید. برای مثال در مرحله اخر بازی بدون استفاده از حرکات ترکیبی و کمک از دیگر نینجا ها، اتمام بازی محال است. برای مثال می توان به پرش های بلند اشاره کرد که تنها و تنها توسط کمک گرفتن از نینجا های دیگر امکان پذیر است. اگر خدای نکرده در بازی مردید باید با زدن پشت سر هم Space از یکی از نینجا های دیگر کمک خواسته و یکی دیگر را جایگزین خود کنید. هر کدام از شخصیت های بازی بر اساس تبحری که دارند می توانند حرکت خاصی انجام دهند و سعی شده است به خوبی از چوب، شمشیر، شمشیر سه سر و نانچاکو برای انجام حرکات خاص استفاده شود. شاید این مسئله خیلی بی ربط نباشد که بگوییم بازی بر پرش تکیه دارد. برای تایید این مسئله به صورت پیش فرض دکمه چپ موس پرش می باشد و دکمه راست موس ضربه و مشت و لگد می باشد. این خود دلیل بر این واقعیت است که بازی بر پرش تاکید دارد. در بازی هر جا که صلاح دانستید می توانید بر روی دیگر شخصیت بازی سوئیچ کنید و از شخصیت دیگری که دوست داشتید استفاده کنید.
صدای شخصیت های اصلی بازی خوب و به جا طراحی شده است. شاید یکی از دلایل این مسئله اکران فیلم این بازی باشد. کلا در بازی سعی شده از محیطی شاد و جذاب استفاد شود. از مشکلات بازی هرچه بگوییم کم است. بازی از یک دوربین بسیار بد استفاده می کند. دوربین بازی کاملا ثابت است و تنها با حرکت شما در یک نمای خاص چرخش می کند و این مسئله مشکلات زیادی را برای شما ایجاد می کند. گاهی اوقات مکان قرار گیری دوربین بسیار خنده دار است. از مبارزات بازی هم همین مسئله را بگویم که خنده دار است. اصلا مبارزه سخت در بازی وجود ندارد. علت وجود مبارزاتی این چنینی در بازی کاملا بی دلیل به نظر می رسید. کلا تعداد شخصیت هایی که با شما درگیر می شوند 5 دسته هستند. البته شاید تیم یوبی سعی کرده بیشترمبارزات را کارتونی کند (البته شاید !!). شما بعد از مدتی ناخودآگاه می گوئید: الان وقت مبارزه هستش!!! و دشمن ها از درو دیوار و بالای سر شما پیدا می شوند و تا همه دشمن ها را که بین 10 – 30 نفر هستند را نکشید، نمی توانید از این قسمت خارج شوید و ادامه مرحله را طی کنید.
قسمت Map Challenge بازی هم اصلا خوب طراحی نشده است و نمی توان دلیلی منطقی برای این موضوع پیدا کرد. کنترل بازی نیز در برخی مواقع دچار مشکل می شود. گاهی اوقات در پرش ها و حرکت از روی دیوارها، کنترل بازی نقص دارد. کلا در بازی دورنمای خوبی وجود ندارد. ساختمان ها خیلی خوب و با حوصله طراحی نشده اند. شاید یوبی سافت مجبور بود برای پخش همزمان بازی با فیلم، مقداری از کیفیت کم کند و این خود سبب ایجاد یک بازی با کیفیت پایین شده است.
در انتها، بازی TMNT برای سرگرمی عنوان خوبی است ولی اصلا بازی نیست که شما را مجذوب کند. شاید فقط بتوان یک بار این بازی را انجام داد، مگر اینکه علاقمند به گرفتن سکه های طلایی و پرش های پیاپی باشید!! تا بتوانید درجه A بگیرید. درکل TMNT اصلا آن چیزی نبود که از مونترال انتظارش را داشتیم.
سیستم مورد نیاز:
System: 1.5 GHz Pentium 4 or equivalent
RAM: 512 MB
***** Memory: 64 MB
Hard Drive Space: 1600 MB
کد:http://www.The-Hardyz.com





Lost Planet Extreme Condition
سطح بازی: متوسط
درجه سنی: +13
زمان یادگیری: حدود نیم ساعت
نقاط قوت: طراحی خوب محیط و دشمن ها، مبارزات هیجان انگیز، گرافیک خوب، سرعت بالای گیم پلی
نقاط ضعف: وجود تعداد زیاد باگ در بازی، Single Palyer بسیار کوتاه، مشکل در کنترل دوربین در هنگام کنترل VS ها
----
یکی از بهترین عناوین شرکت Capcom برای سال 2006 بر روی کنسول X360 است که بعد از گذشت چندین ماه با همکاری شرکت nVidia برای پلتفورم PC نیز بازسازی شده است. Lost Planet اولین بازی است که از DirectX 10 پشتیبانی می کند. میتوان گفت که بعد از چند تجربه تلخ بالاخره capcom قصد دارد با همکاری nVidia یک تجربه شیرین در زمینه بازی سازی در پلتفورم PC کسب کند.
همانطور که مطلع هستید Lost Planet از داستان تقریبا کلیشه ای بهره می برد که Capcom توانسته است با پیچ و تاب دادن داستان، آنطور که می خواهد داستان را به گیمر ارائه کند. داستان در سیاره ای رخ میدهد که پوشیده از برف است و میزبان این سیاره موجوداتی حشره مانند هستند که Akrid نامیده می شوند. انسان ها در این سیاره برای زندگی کردن به گرما و انرژی نیاز دارند که این انرژی توسط Akrid ها تولید می شود و این دلیلی است برای شروع جنگ! شخصیت اول داستان Wayne نام دارد که به همراه پدر خود در این سیاره زندگی می کند. در یک نبرد سخت که در ابتدای بازی رخ می دهد پدر wayne کشته می شود و Wayne نیز بعد از ضرباتی که به او برخورد می کند بیهوش می شود و حافظه خود را از دست می دهد.
در طول بازی بسیار سعی شده است که روند بازی طوری پیش رود که داستان دچار نکات مبهم شود ولی هرگز این اتفاق نمی افتد چنانکه بعد از چند دقیقه که سوالی در ذهن شما پیش میاید بلافاصله جواب سوال خود را می گیرید. از این ترفند همچنین برای طولانی شدن بازی استفاده شده است ولی هیچ تاثیری بر روی طولانی شدن بازی نگذاشته است. یکی از مشکلات بازی کوتاه بودن قسمت campaign بازی است که شامل 11 مرحله می باشد که به راحتی می توان در کمتر از 10 ساعت آن را به پایان رساند. در کل داستان بازی، یک داستان معمولی است که نمی تواند گیمر را به ادامه بازی ترغیب کند، چون تقریبا از اواسط بازی داستان بازی آشکار می شود و میلی برای ادامه دادن بازی برای گیمر وجود ندارد.
GamePlay بازی تقریبا نقطه قوت آن است که البته همانند بازی های دیگر خالی از اشکال نیست. اگر چیزی شما را به ادامه بازی تشویق کند چیزی نیست جز گیم پلی بازی. بازی یک اکشن سوم شخص است که از لحاظ اکشن چیزی کم و کسر ندارد. بازی طبق معمول با تیر اندازی شروع می شود و تا انتها به این شکل ادامه می یابد ولی نکته مهم این است که برای تنوع در حالت بازی می توانید سوار انواع ربات های عجیب که VS نام دارند، بشوید. هر کدام از این ربات ها امکانات خاصی دارند که باعث هیجان مضاعف بازی می شود.
تنها چیزی که کنترل بازی را سخت کرده است، کنترل این ربات ها است. کنترل این ربات ها تقریبا سخت و در محیط های کوچک بسیار عذاب آور است، به طوری که در بعضی از مواقع بدون اینکه دید خوبی از محل حضور دشمن داشته باشید باید دست به تیر اندازی بزنید.
سرعت گیم پلی در بازی بسیار بالا است و این امر دلیل مشخصی دارد، در بازی خط انرژی برای شما تعیین شده است که در طول بازی کردن به سرعت در حال کاهش است و برای به دست آوردن انرژی از دست رفته باید به جنگ Akrid ها بروید که منبع انرژی هستند. به این دلیل نمی توانید با حوصله به جنگ تک تک دشمن ها بروید و بدون اینکه فکر کنید باید به جنگ بپردازید. اما در این میان یک مشکل نیز وجود دارد و این مشکل سرعت بسیار پایین Wayne در عکس العمل ها است. اگر از یک دشمن ضربه ای بخورید تقریبا 10 ثانیه طول می کشد که Wayne از روی زمین بلند شود و دوباره به مبارزه بپردازد. این 10 ثانیه باعث می شود که دشمنان موجود در منطقه دور Wayne جمع شوند و بلافاصله بعد از بلند شدن Wayne چندین ضربه دیگر به او وارد کنند.
اکشن در بازی حرف اول را می زند. مبارزات کم نقص هستند و در حالی که اکثر Akrid ها جثه ای 2 یا 3 برابر شما دارند کمتر موقعی پیش می آید که از قدرت زیاد آنها عصبانی شوید. چون این موجودات نقاط ضعف مشخصی دارند که با هدف قرار دادن آنها می توانید به راحتی با آنها به مبارزه بپردازید و از مبارزه لذت ببرید. Wayne دارای طنابی می باشد که می توانید با هدف قرار دادن نقاط مختلف بسیار سریع به مکان مورد نظر برسید که این نقاط می تواند، نقطه ضعف Akrid ها باشد. این طناب در بازی کاربرد های بسیار وسیعی دارد و اکثر مواقع می توانید با کمک این طناب به جایی بروید که از حیطه دید دشمن دور باشید و به راحتی دشمنان را از پای در بیاورید. در Lost Planet نقش این طناب از اسلحه نیز بیشتر است و به دفعات در بازی از این طناب استفاده خواهید کرد. یکی از مشکلات این طناب برد نسبتا کوتاه آن است که در بعضی مواقع استفاده از آن غیر ممکن می شود، یکی از نکات مثبت این طناب این است که اگر در لبه پرتگاه هستید و دشمنی به شما ضربه ای را وارد کند به طور خودکار طناب به لبه پرتگاه زده می شود و شما را از مرگ نجات می دهد.
یکی از نقاط ضعف گیم پلی بازی عدم تنوع سلاح هاست. در کل در بازی حدود 10 اسلحه وجود دارد که برای یک بازی اکشن کم به نظر می رسد و بعضی از مواقع عدم تنوع اسلحه گیمر را از بازی کردن باز می دارد. یکی دیگر از نقاط ضعف که به آن اشاره شد "زاویه دوربین" بازی است که در پاره ای از مواقع واقعا حوصله گیمر را سر می برد و در بعضی مواقع بازی دیگر "غیر قابل بازی کردن" می شود. همچنین از دیگر نقاط ضعف بازی این است که در حالی که بازی روی پلتفورم pc است ولی در راهنمای کنترل بازی هیچ اثری از Mouse و Keyboard نیست و به جای آن مانند نسخه X360، دسته X360 را مشاهده می کنید که اگر از دسته X360 استفاده نمی کنید باید خودتان کنترل بازی را روی Mouse و Keyboard شبیه سازی کنید. سیستم ذخیره کردن بازی از روش CheckPoint استفاده می کند و گیمر هیچ دخالتی بر روی عمل ذخیره سازی بازی ندارد و به نظر نیز هیچ نیازی نیست که گیمر دخالتی در این امر داشته باشد.
گرافیک بازی فوق العاده زیباست و کمتر نقصی در این قسمت از بازی مشاهده می شود. همانطور که گفته شد Lost Planet اولین بازی است که از DX10 استفاده می کند و در کنار آن از DX9 نیز پشتیبانی می کند. تفاوت چندان زیادی در میان این 2 نسخه وجود ندارد به غیر از این که سایه ها و نور پردازی ها در نسخهDX10 کمی بهتر از نسخه DX9 می باشد. طراحی کاراکتر ها در بازی بسیار خوب انجام شده است و تمامی کاراکتر هایی که در طول بازی با آنها رو به رو می شوید با تمام دقت و وسواس خاصی طراحی شده اند. این امر برای دشمنان بازی نیز صادق است و Akrid ها با تمام جزییات طراحی شده اند و از دیدن این حشرات عظیم الجثه در بازی نهایت لذت را خواهید برد. در بازی دشمنان "انسان" نیز وجود دارند که آنها نیز تقریبا خوب طراحی شده اند. محیط هایی که در فضای باز و در حالی که طوفانی از برف در حال گذشتن از آن منطقه است بسیار زیبا طراحی شده اند و بعضی مواقع پیش می آید که از دیدن گرافیک زیبای بازی انگشت به دهان خواهید ماند.
تمامی Cut-scene های بازی Real Time هستند و از کیفیت بسیار خوبی بهره می برند. کیفیت بافت ها خوب است و کمتر ایرادی را می توان به آن گرفت ولی بعضی اوقات پیش می آید که در بافت ها باگ هایی نیز مشاهده می شود که از کیفیت بصری می کاهد. نور پردازی بازی همانند دیگر بازی های جدید از تکنولوژی HDR استفاده می کند و با استفاده از این تکنولوژی نور پردازی ها بسیار بهتر و واقعی تر انجام می پذیرد. یکی از نقاط ضعف مهم بازی که در این قسمت به چشم می خورد به این صورت که اگر در یک منطقه تعداد کاراکتر ها بالا رود و یک انفجار نیز روی دهد Frame Rate بازی به شدت کاهش میابد که این مشکل در نسخه Demo بازی نیز وجود داشت ولی هیچ عملی برای رفع آن انجام نشد. این افت فریم در اکثر مناطق باز شدیدا به چشم می آید و گاهی اوقات در یک صحنه میزان افت فریم به20 فریم نیز می رسد.
در Lost Planet انفجار ها بسیار عالی کار شده اند و دود های ناشی از آن بسیار به دنیای واقعی نزدیک است تا جایی که شاید در بعضی صحنه ها بازی را با دنیای واقعی اشتباه بگیرید. در کل می توان گفت که قسمت گرافیک بازی عالی کار شده است ولی مشکلاتی نیز دارد که تیم سازنده به راحتی می توانست این مشکلات را برطرف کند که کوچکترین حرکتی برای حل این مشکلات نشده است.
صدا گذاری در Lost Planet در حد متوسط می باشد. صدای اسلحه ها خوب کار شده است و صدای انفجار ها نیز خوب است. صداگذاری شخصیت های بازی که در Cut-scene ها می بینید تقریبا عالی و بی نقص است اما یک مشکل در این بخش وجود دارد، در بعضی مواقع بعد از شنیدن چند انفجار مهیب، صدای بازی چند لحظه بسیار کوتاه کاملا قطع می شود. صدای زوزه باد در مناطقی که طوفان به پا شده و صدای پای Wayne روی برف عالی کار شده است و تقریبا روی کوچکترین صدا ها نیز کار شده است.
Lost Planet یکی از بزرگترین عناوین X360 بود که بر روی PC به یک بازی پورت شده معمولی تبدیل شده است. اما به عنوان اولین بازی پشتیبانی کننده از DX10 حتما کسانی که چندین ماه است که کارت های DX10 خریده اند باید این بازی را تهیه کنند تا از گرافیک فوق العاده چشم نواز این بازی لذت ببرند. با صرف نظر از مشکلاتی که در بازی وجود دارد Lost Planet یک بازی زیبا است که می تواند شما را چند وقتی به خود سرگرم کند.
![]()
کد:http://www.The-Hardyz.com





با سلام
====
Command & Conquer 3: Tiberium Wars
سطح بازی: متوسط
درجه سنی: +13
زمان یادگیری: حدود نیم ساعت
نقاط قوت: قسمت Campaing هیجان انگیز، سرعت بالای Gameplay، میان پرده های بسیار زیبا، گرافیک عالی، صداگذاری عالی
نقاط ضعف: پیروی از ساختار قدیمی Command & Coquer، وجود بعضی از باگ ها
حدود یک سال پیش بود که EA اعلام کرد سری جدید بازی Command & Conquer را در دست ساخت دارد. این بازی سومین نسخه از این بازی بود و عنوان Tiberium wars را به خودش اختصاص داده بود. ابتدا کمی به گذشته این بازی می پردازیم و در ادامه به بررسی خود بازی خواهیم پرداخت. اولین سری C&C در سال 1995 تحت نظر WestWood ساخته شد و تقریبا می توان گفت که این بازی فاکتور های بازی های استراتژی را تعیین کرد و به فروش نسبتا خوبی دست یافت.
بعد از فروش خوب این بازی کمپانی EA شرکت Westwood را خریداری نمود و چندی بعد نیز با این شرکت قطع همکاری کرد ولی همچنان امتیاز ساخت و انتشار این بازی در اختیار EA بود. EA نیز 2 عنوان به نام های Tiberian Sun و Tiberian Sun Firestorm از سری Command & conquer را عرضه کرد. و حال EA سومین شماره ازCommand & Conquer را عرضه کرده است که به نوبه خود بازی موفقیت های سری های گذشته خود را همچنان حفظ کرد.
داستان بازی همانطور که می دانید مربوط به عنصر Tiberium می شود. در سال های دور در آینده عنصر جدیدی به نام Tiberium بر روی کره زمین کشف می شود که می توان از آن انرژی های فراوانی به دست آورد و طبق سنت های قدیمی 2 نیروی خیر و شر برای بدست آوردن این عنصر رو در روی یکدیگر می ایستند و جنگ سختی میان این 2 گروه شروع می شود. نام گروه مثبت این بازی GDI و نام گروه منفی NOD می باشد. البته باید متذکر شویم که گروه سومی هم در بازی وجود دارد که این گروه متشکل از موجودات فضایی هستند که برای زندگی به Tiberium نیاز دارند و با توجه به پیدایش این عنصر بر روی زمین، این گروه به کره زمین حمله ور شدند تا به این عنصر دست پیدا کنند.
شما می توانید با هر 3 گروه به بازی بپردازید. ولی قسمت اصلی Single Player بازی مربوط به گروه GDI می شود که شما در نقش یک فرمانده گروه GDI ظاهر می شوید و باید زمین را از نیرو های دشمن خالی کنید. یکی از نقطه ضعف های بازی، داستان بازی است. داستان بازی کمی سطحی به نظر می رسد و کشش مناسب برای ادامه بازی را ندارد.
Gameplay این بازی یکی از جذابترین قسمت های موجود در بازی است. همه چیز آن طور که انتظارش را داشتید می باشد و تقریبا همه چیز به طور سنتی از سری های گذشته C&C و بازی های فوق محبوب Red alert و Generals برگرفته شده است. اگر چند بار بازی Red alert و generals را انجام داده باشید بسیار سریع با بازی و کنترل آن آشنا خواهید شد و مجذوب Gameplay سریع و اعتیاد آور آن خواهید شد. همانطور که گفته شد اکثر آیتم ها و نیرو هایی که در اختیار شما گذاشته می شوند همان آیتم ها و نیرو های قدیمی هستند در ظاهری جدید، حتی بعضی از نیرو هایی که قدرت های بسیار زیادی در نسخه های قبل داشتند بعضا حذف شدند یا قدرتشان کم شده است و سعی شده است بازی کمی واقعی تر به نظر برسد در صورتی که بازی در آینده ای دور به وقوع می پیوندد.
Interface بازی نیز مانند تمام بازی های استراتژی دیگر است و می توان با چند کلیک به سرعت به آیتم های آن دست یافت و اگر حافظه خوبی دارید می توانید ShortCut های تعیین شده برای هر نیرو را به ذهن بسپارید و با چند کلید ترکیبی به سرعت به آن نیرو دسترسی پیدا کنید. برای بازی کردن باید استراتژی خاصی تعیین کنید و دیگر مثل بازی های قدیمی نمی توانید با ساختن یک لشکر سرباز و موشک انداز و تانک و... یکباره به Base دشمن حمله کرده و Base را با خاک یکسان کنید. تعیین استراتژی از همان ثانیه اول بازی آغاز شده و تا وقتی که مرحله را به پایان برسانید به همراه شما است. یک استراتژی اشتباه تا آخر همان مرحله برای شما مشکل ساز می شود و حتی می تواند باعث شکست شما شود.
در بازی برای بدست آورن نیرو باید از عنصر tiberium استفاده کنید که اگر مصرف بالایی برای ساخت نیرو داشته باشید بسیار زود منبع Tiberium تمام شده و باید به فکر منبع جدید باشید که اکثرا در اختیار دشمن هستند و برای بدست آوردن این منبع، باید یک جنگ تمام عیار به راه بیاندازید. تنها به دست آوردن tiberium کافی نیست و وقتی تعداد Unit ها زیاد می شود Base شما دچار کمبود نیرو می شود و باید اقدام به ساخت Power Plant جدید کنید و بعضی مواقع پیش می آید که تعداد نیرو های شما آنقدر زیاد می شود که در Base خود 5 یا 6 power Plant دارید و مقدار فضای زیادی در Base اشغال شده است.
در مورد گروه های مختلف بازی باید بگوییم که ساختار GDI تقریبا دفاعی است و ساختن Base و نیرو های زمینی و هوایی در این گروه کمی دیر انجام می پذیرد و در عین حال نیز این نیرو ها قدرتمند می باشند. در ابتدا تقریبا باید به فکر دفاع باشید و بعد به فکر حمله. اما در گروه Nod این نکته بر عکس می باشد به گونه ای که در این گروه Base و زیر مجموعه های آن بسیار سریع ساخته می شوند و می توانید بسیار سریع به درست کردن نیرو مشغول شوید و بلافاصله حمله های زمینی و هوایی را شروع کنید. با کمی حرفه ای گری می توان در حمله ابتدایی حریف را زمین گیر کرده و نبرد را به سود خود تمام کرد.
حضور تانک ها در بازی کم رنگ شده است و بهترین تانک موجود در بازی تانک های "ماموت" هستند که نسبت به سری های گذشته C&C ضعیفتر شده اند و از آن تانک های رویایی و افسانه ای که به تنهایی می توانست Base حریف را با خاک یکسان کند چیزی جز یک تانک معمولی باقی نمانده است. پیاده نظام های شما شامل گروه های زیر می باشند: Rifle Squad، نیرو های موشک انداز، مهندس ها، commander، Zone trooper و چند واحد دیگر که هر کدام قدرت های مخصوصی دارند. برای مثال بعضی مواقع پیش می آید که در میانه نقشه رودخانه وجود دارد که نیرو های شما نمی توانند از این رودخانه بگذرند، در این مواقع می توانید از قدرت های مخصوص نیرو های خود استفاده کنید. برای این کار نیرو های Zone Trooper مجهز به Jump Jet هستند و می توانند از روی رودخانه عبور کنند.
در هر مرحله هدف های اصلی و هدف های ثانویه تعیین می شود که هر کدام برای شما به صورت تکه فیلم های کوچکی به نمایش در می آیند و توضیحاتی در مورد سیستم دفاعی آنها به شما داده می شود که این تکه فیلم ها می تواند کمک بسیار زیادی در انتخاب استراتژی به شما بکند. می توانید ابتدا به سراغ هدف های ثانویه بروید و سپس هدف اصلی را دنبال کنید. ولی اگر هدف های اصلی را کامل انجام دهید، دیگر به شما فرصتی داده نمی شود که به سراغ هدف های ثانویه بروید. هدف ها در بازی معمولا به منهدم کردن Base دشمن و زیر مجموعه های آن ختم می شود و خیلی کم پیش می آید که قبل از نابود کردن Base دشمن دست به کار خاصی بزنید و سپس به سراغ Base بروید.
بازی همانند گذشته شامل قسمت Skirmish هم می باشد. در این قسمت شما یک گروه را برای خود انتخاب می کنید و می توانید یک یا چند تیم برای حریف خود انتخاب کنید و در Map دلخواه به مبارزه بپردازید و مهارت های خود را افزایش دهید.
فیزیک بازی نیز بسیار خوب کار شده است: انفجار ماشین های جنگی، نفر برها، تانک ها، هلی کوپتر ها، ریزش ساختمان بعد از انفجار و ... همگی خوب کار شده است و شاهد افکت های زیبایی بعد از انفجار ها خواهید بود.
متاسفانه در بازی باگ هایی مشاهده می شود که کمی لذت بازی کردن را کاهش می دهد و تا به این لحظه 3 Patch رسمی برای بازی ارائه شده است که مشکلات بازی را برطرف می کند. این مسئله برای بازی بزرگی مثل C&C یک نقطه ضعف به شمار می آید که هنوز یک ماه از ریلیز بازی نگذشته است که 3 patch برای بازی عرضه شده است.
همانطور که در عکس ها و تریلرهای منتشر شده قبل از انتشار رسمی بازی مشاهده کرده بودیم گرافیک بازی به صورت خیره کننده ای بالا است. البته با این همه جزییاتی که در قسمت گرافیک بازی مشاهده می کنیم باز هم بازی Company Of Heroes یک سر و گردن از بازی C&C بالاتر است.
بازی بر اساس DX9 ساخته شده و از تمام تکنولوژی های روز گرافیکی در بازی استفاده شده است. یکی از نکات مثبت C&C این است که بازی با جزئیات گرافیکی پایین روی کارت های قدیمی مثل سری 5XXX شرکت nVidia نیز به خوبی اجرا می شود.
تمام Unit ها با تمام جزئیات طراحی شده است و در نگاه اول زنده به نظر می رسند. تکسچر ها عالی کار شده اند و بسیار خوب جلوه می کنند. سایه پردازی در بازی خوب انجام شده است و در نگاه اول گیمر را میخکوب می کند. در کنار این فاکتور ها، گزینه Anti-Aliasing کار خود را به خوبی انجام می دهد و با صاف کردن لبه های unit ها و تلفیق رنگ ها جلوه بسیار زیبایی به بازی داده است. بازی در حالت گرافیکی Ultra High گرافیک خیره کننده ای را به نمایش می گذارد که نظیر آن را در Company Of Heroes دیدیم.
خیلی کم پیش می آید که بازی دچار افت Frame شود و هر مقدار که Unit بسازید، تغییری در Frame Rate نمی بینید در عین حال اگر قدرتمند ترین سیستم را در اختیار داشته باشید تعداد Frame از عدد 30 تجاوز نمی کند که در نوع خود نکته جالبی به شمار می آید. در میان پرده های بازی دیگر از CG Movie استفاده نشده است و به جای استفاده از CG Movie از Motion Capture استفاده شده است که نمونه این میان پرده ها را در NFS:Most Wanted و NFS:Carbon دیده بودیم با این تفاوت که این میان پرده ها بسیار حرفه ای تر و واقعی تر ساخته شده اند.
قسمت صدا گذاری بازی هم یکی از نقاط قوت بازی به شمار می رود و بر زیبایی بازی افزوده است. در این قسمت به کوچکترین صدا ها نیز توجه شده است و نمونه بارز این نکته، صدای پای نیرو های شما است که با ظرافت خاصی صدا گذاری شده است و اگر چشم خود را ببندید و به صدا ها گوش دهید، فکر می کنید که یک جوخه نظامی واقعی در حال حرکت هستند. در این قسمت به همه نکات صدا گذاری توجه شده است و اسلحه ها صدای خوبی دارند، صدای حرکت تانک ها و ماشین ها بسیار عالی کار شده است. صدا گذاری بازی کمترین حرف و حدیث را دارد و به یکی از برترین قسمت های بازی تبدیل شده است.
Command & Conquer 3 بدون شک یکی از بهترین های سبک استراتژی در سال 2007 خواهد بود. با اینکه بازی نکات مثبت زیادی دارد ولی ساختار بازی کمی قدیمی به نظر می رسد با این حال جالب ترین قسمت های بازی میان پرده ها، Gamepaly و صدا گذاری بوده اند که البته در کنار این 3 مورد نباید از کنار مقدار هیجان بالای بازی هم به راحتی گذشت. C&C می تواند جای Company of Heroes را به خوبی برای شما پر کند و ساعات بسیار خوبی را برای شما فراهم آورد.
کد:http://www.The-Hardyz.com





F.E.A.R. Extraction Point
سطح بازی: متوسط
درجه سنی: +17
زمان یادگیری: 0 تا 15 دقیقه
نقاط قوت: برطرف شدن بعضی از اشکالات،گرافیک خوب،صداگذاری بسیار بسیار قوی،اضافه شدن اسلحه ها و دشمن های جدید
نقاط ضعف: بعضی از نقطه ضعف ها هنوز باقی مانده اند،فیزیک بازی دارای اشکال است،کمی خسته کننده و تکراری
سال گذشته در ماه اکتبر بود که Monlith یک بازی اول شخص زیبا را برای PC به بازار عرضه کرد که در میان سیل عظیم بازیهای اول شخص که در بازار وجود داشت برای خود نام و نشانی دست و پا کرد.نام این بازی F.E.A.R بود و با برخورداری از گرافیک بالایی که داشت توانست گوشه هایی از نسل بعدی بازی ها را به گیمرها نشان دهد.صداگذاری این بازی هم فوق العاده بود اما نوآوریهایی را که بوجود اورده بود را نمیتوان فراموش کرد.مدتی بعد Monlith با موتور همین بازی Condemend را عرضه کرد که این بازی با سبکی تازه همراه بود و بسیار موفق بود.اما در
پایان نسخه اصلی F.E.A.R داستان مبهم تمام شد و پایان آن به گونه ای ادامه ساخت این بازی را نشان می داد.به هر حال چندی پیش اعلام شد که یک بسته الحاقی با نام F.E.A.R:Exteraction Point مبنی بر ادامه ی داستان ساخته خواهد شد و بالاخره عرضه شد.
داستان بازی درست چندین ثانیه بعد از نسخه اصلی شروع میشود.قهرمان ما با همکارانش در حال فرار از انفجار هستند اما Alma یعنی همان زن عجیب وارد هلیکوپتر میشود و مدتی بعد با سقوط هلیکوپتر شما ماموریت اصلی خود را میگیرید شما باید خودتان را به بام بیمارستان شهر برسانید در آنجا که محل ملاقات شما با هلیکوپتر نجات است میتوانید فرار کنید.و ماموریت شما رسیدن به آنجا است که دوباره راه سختی را در پیش دارید. و چیزی حدود 5-7 ساعت خود را باید برای آن صرف کنید.
در این نسخه هدف دشمنان کشتن شما است و آنها کل شهر را برای از بین بردن شما میگردند که در این بین راه سختی را در پیش خواهید داشت.هوش مصنوعی بازی مانند نسخه قبلی بسیار خوب می باشد.دشمنان رفتارهای بسیار طبیعی را از خود به نمایش می گذارند و با شیرجه زدن یا ساختن پناهگاه و پناه گرفتن پشت آنها یک نبرد زیبا را برای شما به رخ میکشند.
محیط های بازی تغییر خاصی نداشته اند و همگی همان محیطهای تاریک در خرابه ها یا در اتاق های تو در تو هستند .البته مراحلی مانند ایستگاه مترو و بیمارستان از تنوع قابل قبولی برخوردارند و کمی یکنواختی را کاهش میدهند.
دشمنان این بازی اکثرا همان چهره های آشنا قدیم هستند البته چند گونه جدید به خانواده آنها اضافه شده است.یکی از آنها یک ربات بزرگ است که موشک شلیک میکند و نبرد با او بسیار جذاب است.دیگری موجوداتی با نام Puppet Shadow هستند که شبیه به ملخ های Resident Evil 4 هستند حتی مانند آنها نامرئی میشوند و در این حالت به سمت شما شلیک میشوند و شما باید از دو چشم قرمز آنها را پیدا کنید و تا میتوانید شلیک کنید تا آنها از این حالت خارج شوند و آنها را از بین ببرید این دشمنان مشکلات زیادی را برای شما ایجاد می کنند.
اسلحه های بازی هم کمی بهتر شده اند و چندین نوع از جمله یک مینی گان به آنها اضافه شده است که قابلیت نگه داشتن 200 گلوله را در خود دارد و میتواند برای مدت زیادی شما را بیمه کند و شما دست خود را بر روی کلید چپ موس نگه دارید و حالت را Slow Motion کنید و لذت ببرید..فیزیک بازی تغییر نکرده است. هنوز فیزیک Ragdoll با اغراق بازی حضور دارد و دشمنان در بسیاری از مواقع عکس العملهای خاصی را نشان میدهند که از واقعیت دور است و ایتمها گاهی اوقات در بسیاری از جاهای ما فوق تصور گیر میکنند و صداهای عجیب و غریب از خود تولید میکند.
در این نسخه القا ترس ، محیط و حال و هوای بازی از نسخه قبل بهتر شده است و با کمک تجربیات گذشته عالی عمل کرده است و در این دنیا که همگان برای ترس خود را به بازیهایی مانند Silent Hill و بازی سوپر ترسناک Fatal Frame دلخوش کرده اند وجود چنین بازیهایی را باید غنیمت شمرد.در کل گیم پلی بازیها تغییرات جزئی کرده است و اضافه شدن چندین المان به آن باعث بهبود آن شده است.
گرافیک بازی از ویرایش اخر موتور قبلی بوجود امده است و پشیرفت خاصی نداشته است و فقط کمی از اشکالات مدل ها و بافت ها بهبود یافته است و چندین افکت به آن اضافه شده است.
صداگذاری بازی همان افسانه قدیمی است و موزیک های مهیج به آن اضافه شده است و مکالمات سربازان و شخصیت ها به طور حرفه ای ادا میشوند و صدا گذاری را باید نقطه قوت آن دانست.و به عشق صداگذاری قوی باید آن را بازی کرد.حتما یک سیستم پخش کننده تهیه کنید تا از صدای این بازی لذت ببرید.در کل این نسخه درحد و اندازه یک بسته الحاقی بسیار موفق عمل کرد و در این زمان که تقریبا بعد از Prey بازی شوتر خوبی وارد بازار نشده است این بازی میتوانید گزینه ی خوبی برای گیمرها باشد.
سازنده TimeGate Studios
ناشر Vivendi Games
سبک بازی Modern First-Person Shooter
تاریخ انتشار Oct 24, 2006
پلتفورم PC
نویسنده MGS
سیستم مورد نیاز:
Operating System: Windows® XP, x64 or 2000 with latest service pack installed
CPU: Pentium® 4 1.7 GHz or equivalent processor
RAM: 512 MB of RAM or more
*****: 64 MB GeForce™ 4 Ti or Radeon® 9000 ***** card Monitor that can display in 4:3 aspect ratio; Supported Chipsets: • NVIDIA® GeForce™ 4 Ti series, GeForce™ FX 5900 series, 6600 series, 6800 series, 7800 series • ATI™ Radeon® 9000 Series, Radeon® 9500 Series
Hard Disk Space: 5.0 GB free Hard Drive Space for installation Additional hard drive space for a swap file and saved game files
کد:http://www.The-Hardyz.com





حال با هم تاریخچه سری بازی های GTA را مرور میکنیم :
28/02/1998 Grand Theft Auto : بازیی موفق و بی نظیر در نوع خود ... بازیی دو بعدی که در نگاه اول حالت یک بازی بیهوده را داشت ولی بعد از انجام چندین ساعت هرکسی را جذب خود می کرد. شخصا قبل از ورود این بازی هیچگاه چنین آزادی عمل وسیعی را در هیچ گونه بازیی مشاهده نکرده بودم و برای اولین بار بود که با چنین صحنه های جذاب و زیبایی روبرو می شدم. دزدی اتوموبیل ، گوش کردن به آهنگ های مختلف و متنوع ، انجام ماموریت های جذاب و گوناگون از بارزترین و مهم ترین ویژگی های این نسخه به شمار می آمد. خیلی از افراد که پی به وسعت این بازی نبرده بودند آرام آرام متوجه عظمت و زیبایی های حاکم بر این بازی شده و کارشناسان از آن به عنوان یک شاهکار یاد کردند. به همین دلیل کمپانی سازنده به فکر ساخن نسخه دوم و شاهکاری دیگر از این بازی افتاد . اما قبل از نسخه دوم ما شاهد یک اضافه شونده برای نسخه اول این بازی بودیم.
31/03/1999 Grand Theft Auto: London 1969 : یک اضافه شونده نه چندان موفق که به نسخه اول بازی ویژگی های چندان زیادی اضافه نمی کرد و مورد انتقاد بسیاری از طرفداران این بازی قرار گرفت. به غیر از افزوده شدن و ایجاد تغییراتی در منوی اصلی ، موزیک ها و اتوموبیل های موجود هیج ویژگی دیگری در آن به چشم نمی خورد و همین مساله موجب استقبال کم ، طرفداران از این بازی می شد. اما تنها نکته امیدوار کننده ورود نسخه دوم بازی ، شش ماه پس از انتشار این اضافه شونده بود.
30/09/1999 Grand Theft Auto 2 : در اين سال همه بازیکنان کامپیوتر با نام GTA آشنا شده و بی صبرانه در انتظار ورود نسخه دوم بودند. این موعد فرا رسید اما این بار هم انتظار طرفداران از این بازی برآورده نشد و مشکلات بسیار زیادی که در دوربین بازی به چشم می خورد انگیزه به پایان رساندن این بازی را در خیلی ها از بین برده و این بازی بسیاری از طرفداران خود را از دست داده بود. هرچند که به عقیده بعضی دیگر این بازی دارای تنوع های زیادی از قبیل تغییر نقشه ، افزوده شدن اتومبیل های جدید و موزیک های متنوع بود اما هیچگاه نتوانست موفقیت های نسخه اول خود را تکرار کند و همین مساله باعث شد تا شاهد تغییراتی بزرگ در GTA و نسخه سوم این بازی باشیم.
20/05/2002 Grand Theft Auto 3 : زمانی حدود سه سال از ورود نسخه دوم بازی می گذشت که شاهد ورود یکی از وسیع و بزرگ ترین بازی های تاريخ بودیم. GTA به یک بازی باور نکردنی و کاملا جذاب تبدیل شده بود. محیط دو بعدی بازی به محیطی سه بعدی تبدیل شده و هیچگونه مشکلی در چرخش دوربین و کنترل شخصیت به چشم نمی خورد. اکنون GTA دارای خط داستانی خاص به خود شده بود. چند شهر بزرگ و وسیع در بازی وجود داشت و گرافیک بی نظیری در بازی به چشم می خورد. چیزی که کمتر کسی فکر آنرا می کرد. علاوه بر آنکه توانایی گوش کردن به موزیک های موجود در بازی را داشتیم می توانستیم قطعه های مورد علاقه خود را نيز در بازی گوش داده و از زیبایی های حاکم بر بازی لذت ببریم. بعد از چندین ماه شایعات مبنی بر ورود نسخه بعدی بازی به گوش رسيد و سپس به صورت رسمی انتشار نسخه بعدي اعلام شد و همگان بی صبرانه در انتظار ورود این نسخه از بازی نشستند.
12/05/2003 Grand Theft Auto: Vice City : باز هم GTA و باز هم شاهکاري دیگر به نام Grand Theft Auto: Vice City .... نسخه ای که بیشتر حالت یک اضافه شونده برای نسخه قبل را داشت اما خود از ویژگی های منحصر به فرد بهره می برد. این نسخه از بازی نیز با ویژگی های بیشتر و جدیدتر از قبیل توانایی سوار شدن بر موتور و امکان خرید مکان های مختلفی از قبیل پیتزا فروشی ، بستنی فروش ، استودیوی فیلم سازی و...
و حالا نوبت به Grand Theft Auto : San Andreas رسیده است که همگان را غرق در خوشحالی کرد این بازی جذاب بسیار با بقیه نسخه های خود فرق کرده و بسیار جذاب و دیدنی تر شده حال نوبت بررسی نسخه جدید سری بازیهای GTA رسیده است با نام San Andreas : اول مکان های مختلف شهر را که وسعت آن ده برابر GTA Vice City است بررسی کنیم :
Los Santos :
The Beach : پر هیجان ترین نقطه شهر که چه در روز و چه در شب ، شاهد برگزاری میهمانی های مختلف در آن هستیم.
Rodeo : بخشی از شهر که بیشتر ثروتمندان در آن زندگی می کنند و هتل مشهور Rodeo Hotel در اینجا قرار دارد.
RichMan Country Club : محلی که در آن زمین تنیس و گلف موجود بوده و بیشتر مورد رفت و آمد ثروتمندان می باشد.
The Market : در این منطقه کمپانی Home to the Verona Mall and Blastin' Fools Records Company وجود دارد و هرچند که بیشتر شبیه یک کمپانی ساده ساخت موسیقی می باشد اما بازار آهنگ های Rap در اختیار این کمپانی می باشد.
Idlewood : پیتزا فروشی ، سلمانی و باشگاه بدنسازی در این نقطه از شهر قرار دارند. یکی از مناطقی که خلافکاران زیادی در آن زندگی می کنند.
Ganton : یکی دیگر از مناطقی که آمار خلافکاری ها در آن بالا بوده و جنایات و دزدی های زیادی در آن رخ می دهد.
East Los Santos : یکی از مهم ترین مناطق شهر که اکثر باندهای تبهكار علاقه زیادی به تصاحب این منطقه دارند زیرا در اینجا زمین های بسکتبال و کلوپ Striptiz وجود دارد.
دو منطقه Mulholland و Los Santos Police Department نیز در این شهر قرار دارند که نیاز چندان زیادی به توضیح ندارند.
San Fierro :
Juniper Hollow : یکی از مناطق مهم شهر که در آن Jizzy's pleasure domes قرار دارد. در عین حال می توانید با رفتن به Gant Bridge Visitor Center شاهد مراسم عروسی باشید.
Downtown : یک منطقه مهم از نظر اقتصادی می باشد. در ضمن این منطقه به دلیل طوفان هایی که در آن رخ می دهد نیز زبانزد خاص و عام می باشد.
Easter Basin : منطقه ای که در آن باند Da Nang قرار دارد و آمار خلافکاری در این منطقه به شدت زیاد می باشد.
Doherty : منطقه ای که اکثر توزیع کنندگان مواد مخدر و دزدان اتومبیل در آن زندگی میکنند و شما نیز با دزدیدن اتوموبیل و تغییر رنگ دادن آن در n'spray shop می توانید اتومبیل را به Wangs Car Showroom بفروشید.
Garcia : این منطقه توسط San Fierro Rifa کنترل می شود و از آن به عنوان محلی که کار توزیع کنند گان مواد مخدر در آن آغاز شده است ، یاد می شود.
Alex's Hotdogs : هرچند که در ظاهر شاهد یک فروشنده عادی ساندویچ سوسیس هستیم اما در اصل Alex که نبض این منطقه را در دست گرفته است ، به عنوان عامل اصلی خلاف های الکترونیکی و جرايم رايانه اي در سطح شهر شناخته می شود.
San Fierro Medical Center : بدون شک بزرگ ترین بیمارستان سری بازی های GTA را می توان همین بیمارستان دانست که حتی درمان های رایگانی نیز بوسیله این بیمارستان انجام می گیرد.
LAS VENTURAS :
Blackfield : منطقه ای که در آن اکثر مسابقات خیابانی برگزار می شود و می توانید با ورود به اینجا شاهد مسابقات بوده و یا در مسابقات شرکت کنید نکته جالب در مورد این منطقه این است که هنوز با نام Turning Tricks Bike School شناخته می شود.
Rockshore : هر کاری که خلاف قانون باشد در این منطقه به وقوع می پیوندد. در ضمن در این منطقه یک سالن عروسی موجود می باشد.
The Strip : در این منطقه شاهد وجود قمارخانه های مختلف که برای هر سن و بودجه ای مناسب می باشد ، هستیم.
Old Las Venturas Strip : منطقه ای که همه مکان های آن در هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز باز هستند. شما می توانید به خوردن ساندویچ در رستوران پرداخته و به یاد روزهای گذشته بیافتید.
Roca Escalante & Creek : منطقه ای که پلیس های بسیار زیادی در آن به چشم می خوردند و کوچکترین خلافی از شما در این منطقه می تواند باعث ایجاد دردسر برای شما بشود. در ضمن در این منطقه می توانید با رفتن به مغازه هایی چون Creek Mall و یا Featuring Suburban به خرید لباس و کفش بپردازید.
Las Venturas Airport : یکی از سه فرودگاه موجود در San Andreas که به بیش از صد کشور پرواز دارد.
COUNTRY & DESERT :
Blueberry : منطقه مرده شهر که تنها در آن ویلاهای عظیم دیده می شود و در نزدیکی های شهر San Fierro قرار دارد.
Palomino Creek : یک محله ترک شده که البته بی جان نمی باشد. جالب است بدانید که بانک موجود در این منطقه دایما مورد دستبرد قرار می گیرد.
Angel Pine : یکی دیگر از نقاطی که خلافکاران زیادی در آن حضور دارند. در این منطقه نیز شاهد وجود مغازه فروش اسلحه می باشیم.
Bayside Marina : منطقه ای که در نزدیکی San Fierro قرار دارد و از اینجا به راحتی می توانید کوه Gant را ببینید. در ضمن در این منطقه مدرسه آموزش شنا نیز موجود می باشد.
World's Largest Cock : منطقه ای که بزرگ ترین خروس دنیا در آن وجود دارد و افراد زیادی از سراسر نقاط جهان برای دیدن این خروس به این منطقه می آیند.
Las Barrancas : شاید می توان این منطقه را به عنوان جایی که به سادگی در آن خلاف انجام می گیرد دانست و آمار خلاف در این منطقه بسیار بالا می باشد.
Hunter Quarry : جایی که می توانید از آن برای نابود کردن جسد انسان هایی که کشته اید استفاده کنید همانطور که خلافکاران دیگر نیز این کار را می کنند !
حال که همه ی قسمت های شهر را بررسی کردیم نوبت به اصلی ترین قسمت یعنی بررسی و شناخت گروه های خلافکار مختلف شهر است که کنترل بیشتر این مناطق را در دست خود دارند همانطور هم که گفتم این نسخه جدید تفاوت بسیار زیادی با نسخه قبلی خود دارد یکی از این تفاوت ها در تعداد گروه های خلافکار است در Vice City فقط 2 الی 3 دسته گروه خلافکار بیشتر دیده نمیشد ولی در این نسخه از بازی نزدیک به 10 گروه خلافکار فعال و غیر فعال به چشم میخورد و حتی میتوان قلمرو خود را افزایش داد و یا از قلمرو خود دفاع کرد و غیره :
Orange Grove : باندی که CJ (Carl Johnson) در آن عضو می باشد و سایر دوستان او نیز در این باند حضور دارند و مدت زمان بسیاری است که آنها هیچ گونه حرکتي از خود نشان نداده اند اما اکنون وقت آن رسیده است که کنترل خیابان ها را به دست گرفته و به مبارزه با سایر رقبای خود بپردازند. این باند مشکلات زیادی بر سر مواد مخدر و رقابت بر سر این موضوع با باند دیگری به نام The Ballas دارد. از مهمترین مشخصه های این باند برای شناسایی ، لباس های سبزی می باشد که بر تن می کنند.
The Ballas : این باند که مشکلات بسیار زیادی با Orange Grove دارد کنترل منطقه Idlewood را در اختیار دارد و برای تصاحب مناطق مختلف Los Santos رقابت شدیدی با باند Vagos دارند. آنها از سال 1970 به انجام خدمات بسیار مفیدی همچون دزدی آدم ، توزیع مواد مخدر و فروش اسلحه می پردازند. گروهی که با گروه شما همیشه در حال جنگ و جدال هستند این گروه اند که بسیار قلمرو بزرگی را در شهر اول یعنی Los Santos در دست دارند و بسیار قدرتمند هستند
Varios Los Aztecas : باندی که با دستمال هایی که بر دهان خود می بندند جلب توجه کرده و در همان نگاه اول شناخته می شوند. این باند بیشتر از سلاح های آتش زا استفاده می کند و نام این باند دایما در درگیری های خیابانی و جنایات مختلف به گوش می رسد. لازم به ذکر است که این باند دارای روابط بسیار صمیمی با باند Los Santos Vagos می باشد.
Los Santos Vagos : باندی که با لباس های زردی که بر تن می کنند معرف عام هستند و به همراه باند Varios Los Aztecas نبض بسیاری از مناطق را در اختیار گرفته و به قاچاق اسلحه و مواد مخدر می پردازند.
San Fierro Rifa : حاکم اصلی منطقه Garcia ، این باند می باشد . آنها به این اعتقاد دارند که عصر هرویین به سر رسیده است و به توزیع و قاچاق کوکائین می پردازند.
Triads : باندی که نبض بسیاری از مناطق San Fierro و محله های چینی را در دست داشته و در راس آنها فردی به نام Wu Zi Mu قرار دارد. این باند کنترل یکی از مهمترین قمارخانه های منطقه Las Venturas با نام Four Dragons را در دست دارد. این باند دایما مورد تهاجم باندهای مختلف قرار دارد ، اما در این بین خصومتی دیرینه با باند Da Nang Boys دارد.
Da Nang Boys : باندی که توسط جوانان ویتنامی تشکیل شده است. آنها دایما با باند Triads به مجادله می پردازند و افراد بی رحم بسیار زیادی در این باند به چشم میخورد و کنترل اسكله و لنگرگاه هاي بسیاری را در سواحل کناری San Fierro در دست دارند.
خوب گروه های خلافکار شهر را شناختید و همچنین قلمرو و کار آنها را حال نوبت به بررسی محیط . جذابیت . داستان . و هیجان بازی میرسد قطعا بازیی با این مشخصات به داستانی جذاب نیز احتیاج دارد داستانی که پلیر را غرق در بازی میکند مرحله های بازی آن قدر زیاد هستند که پلیر هر چقدر هم که حرفه ای باشد حداقل به 30 الی 40 ساعت وقت برای تمام کردن بازی احتیاج دارد این بازی بر خلاف نسخه های قبلی دیگر فقط به آدم کشی و رد کردن مراحل نمیپردازد احساسات عاطفی CJ -نقش اول بازی یا همون Carl Johnson- در دموهای بازی به چشم میخورد وقتی که در اول بازی CJ به خانه مادریش بازمیگردد و خیلی اوقات دیگر در بازی دیگر شما یک ادم کش خشک و جنایتکار نیستید و نمیتوانید باشید که پشت سر هم مراحل را رد کنید و پولدار شوید و بازی را تمام کنید در اینجا شما میتوانید به رستوران بروید و اگر نروید لاغر میمانید میتوانید به باشگاه بدن سازی بروید و قدرت مشت های خود را زیاد کنید و حتی نوع جدید حرکات رزمی را یاد بگیرید میتوانید به سلمانی و حتی لباس فروشی بروید و شکل و ظاهر CJ را هر طور که مایلید تغییر دهید و خیلی چیزهای دیگر البته برای همه اینها نیاز به پول دارید وگرنه هیچکار نمیتوانید بکنید شما باید دوباره گروه خود را زنده و اعضای خانواده خود را دوباره جمع کنید آیا CJ میتواند دوباره میتواند همه اینکار ها را بکند آیا او از پس زندگی بر می آید این ها سوالاتی است که باید در طی بازی متوجه آن شوید ... حتی در این بازی شما میتوانید دو نفره بازی را انجام دهید در بعضی از نقاط شهر علامت دو آدمک کشیده شده که شما به آنجا بروید و با دسته 2 یک کلید را فشار دهید میتوانید بازی را با کمک دوست خود ادامه دهید وخیلی از عجایب دیگر در کل بازی از گرافیک و صدای بسیار خوبی نیز بهره میبرد چرخش دوربین و کنترل شخصیت در سطح بسیار خوبی قرار دارد اما متاسفانه در کنترل اتوموبیل مشکلاتی به چشم می خورد که کمی کار را سخت می کند اما به مرور زمان این مشکل به صورت عادی در آمده و شما به همه چیر عادت خواهید کرد. هوش مصنوعی نیز در رده کاملا موفقی قرار دارد و هیچ نقصی در آن به چشم نمی خورد. همانطور که نابود کردن دشمنان و انجام ماموریت در بسیاری از مواقع برای شما آسان خواهد بود ، در برخی مواقع دیگر نیز دشمنان ، دردسرهایی برای شما ایجاد خواهند کرد.
حال بهتر است کمی هم از نقاط ضعف بازی سخن به میان بیاورم. در اولین نگاه و در آغاز بازی شاهد اولین نقص موجود در GTA SA خواهید بود. کیفیت و گرافیک بسیار ضعیف دموهای موجود در بازی که شاهد حرکات ناموزون شخصیت ها می باشید. به عقیده من گرافیک موجود در بازی چند برابر بهتر از گرافیک حاکم بر دموها می باشد.
حال که صحبت از گرافیک بازی به میان آمد باید بگویم که یکی دیگر از نقاط ضعف نیز در این بخش می باشد هرچند که گرافیک بازی در سطح قابل قبولی قرار دارد اما به هیچ وجه آنطور که انتظار می رفت موفق نبوده و در برابر بسیاری از بازی هم سبک خود دارای کمبودهایی می باشد. هرچند که طراحی شخصیت ها به خوبی انجام گرفته است اما طراحی محیط اطراف دارای ضعف های گوناگونی می باشد.
صدا و موزیک های بازی در سطح بسیار موفقی قرار دارد. وجود ایستگاه های رادیویی مختلف که از موزیک های متنوع بهره می برند از مهمترین مزایای بازی به حساب می آید. همانطور كه شما انتظار داريد ليست موزيك ها به وسيله ي آرتيست هاي R&B همچون Tupac Shakur ، Dr.Dre ،Snoop Dogg ، Boys II و Bell Bir Devoe تحت الشعاع قرار گرفته اند . همه ي اين ستارگان ارزشمند هاليوودي نقش هاي خالي را در SA پر كرده اند. در عين حال صدای کاراکترها در سطح خوب و عالی قرار دارد.
در کل و میتوان آن را بازیی بدون رقیب در چنین سبکی تا به امروز دانست !!! و من به تمام دوستداران سبک اکشن و ماجراجویی این بازی را توصیه میکنم
سیستم مورد نیاز برای اجرای بازی <پیشنهادی>
Ram : 256+(384)
Grophic : 128+
CPU : 1.6 Athlon XP
Hard Disk Space : 5.0 GIG
** RAM SPEED : 52X
نکته : در صورت مواجه شدن با نامرئی بودن کاراکتر ها و یا سرعت کم بازی میتوانید تنظیمات گرافیک را از قسمت
Options -> Display -> ADV -> LOW تنظیم کنی
تشکر
کد:http://www.The-Hardyz.com





نقد و بررسي بازي Metal Gear Solid 3: Snake Eater
سري بازي هاي MGS بدون شک يکي از بزرگترين بازي هاي تاريخ مي باشند ... بازيي که طرفداران و دوستداران بسياري در گوشه و كنار جهان داشته و با ويژگي ها و نوآوري هاي بسيار جالب خود ، بازگشته است تا همچنان در تکم يک اسطوره براي بازيکنان باقي مانده و رضايت آنان را جلب نمايد...
توسعه دهنده :
KCEJ
ناشر :
Konami
سبك :
اكشن
تاريخ انتشار :
2004/11/17
در سال 1987 جواني 24 ساله شروع به ساخت بازيي در سبكي نوين كرد كه هم اينک همان بازي كوچك تبديل به بازيي بزرگ و بي نظير شده است. سازنده اين بازي كسي نبود جز Hideo Kojima و آن بازي نيز Metal Gear solid بود. سري بازي هاي MGS بدون شك يكي از بزرگترين بازيهاي تاريخ مي باشند. كمتر بازيي يافت مي شود كه چنين متبوبيتي بين طرفدارانش داشته باشد. در نهايت آخرين شاهكار Hideo Kojima هم پا به عرصه جهاني گذاشت و بعد از سالها انتظار طرفدارانش را راضي كرد. قبل از اينكه بررسي بازي را آغاز کنيم ، بهتر است نگاهي گذرا به تاريخچه آن داشته باشيم. تدود 17 سال پيش زماني كه يك بازي سه بعدي مثل يك رويا بود. بازيي در تاريخ 12 جولاي 1987 بر روي سيستمهاي MSX2 عرضه شد. بازي به سبكي نوين به نام Stealth ساخته شده بود. در اين سبك شما دشمنان را بايد بدون آنکه کسي متوجه بشود کشته و ماموريت هاي خود را به صورتي کاملا مخفيانه به انجام مي رسانديد. سه سال بعد يعني در 19 جولاي 1990 نسخه بعدي بازي عرضه شد. اين بازي داراي گرافيک دو بعدي و Game play خوبي بود و در عين تال آخرين بازي Koanmi بر روي MSX2 بود و بعد از آن MGS به يك خواب طولاني فرو رفت و كم كم در تال پاک شدن از ذهن ها بود. اما اين بازي بزرگ در 8 سپتامبر 1998 با نام Metal Gear Solid بر روي كنسول Play Station مجددا روانه بازار شد. اما اين بار بازي نسبت به قبل پيشرفتهاي چشم گيري كرده بود كه مي توان مهمترين اين پيشرفت ها را در گرافيک و خط داستاني بازي دانست. بعد از گذشت يك سال نسخه اضافه شونده با كمي تغييرات در اختيار عموم قرار گرفت كه VR Mission در آن گنجانده شده بود.
در سال 2001 نسخه Metal Gear Solid 2 : Sons of Liberty براي كنسول PS2 روانه بازار شد كه با اطمينان کامل مي توان گفت که شاهد يک شاهکار بي نظير و اسطوره اي ماندگار در دنياي بازي ها بوديم. بازي داراي گرافيك خوب و داستان بسيار قويي بود و توجه به کوچک ترين جزييات بازي آن را به يک افسانه تبديل کرد.
اما اکنون نوبت آن است كه درباره ي داستان بازي توضيتاتي بدهم. داستان در مورد رباتي بزرگ و به عبارتي سلاتي براي فتت جهان مي باشد و تمام تلاش Solid Snake از همان آغاز کار در جهت نابودي اين سلات بود و تلاش او تا نسخه دوم ادامه پيدا کرد تا اينکه در نسخه سوم اتفاقاتي به شرت زير رخ داد :
خط داستاني MGS 3 ديگر در عصر تاضر نيست بلكه به زمان جنگ سرد يعني بعد از جنگ جهاني دوم در سال 1964 بازگشته است. داستان بازي درباره جنگ سرد بين ابر قدرت هاي آن زمان ، آمريكا و شوروي است. Sokolov دانشمندي روسي است. او سلاتي براي پايان دادن جنگ سرد طراتي مي کند اما اين سلات دزديده مي شود و در اين بين Snake ماموريت پيدا مي کند تا اين دانشمند را در عمليات Virtual نجات دهد اما در موقعي كه او را نجات مي دهد و قصد برگرداندن او به آمريكا را دارد The Boss يعني رييس سابق Snake به او و كشورش خيانت کرده و به شوروي مي پيوندد و باعث شكست Snake در بازگرداندن Sokolov مي شود و ادامه داستان که بهتر است در موردش توضيت ندهيم تا جذابيت و زيبايي خود را براي کساني که اين بازي را انجام نداده اند ، تفظ كند.
شايد اولين مساله اي كه باعث تيرت شما شود متيط زيباي جنگل است كه نشان از تلاش هاي بي وقفه تيم سازنده بازي دارد که کار خود را به صورت کاملا ماهرانه انجام داده و جزييات را به خوبي به نمايش درآورده اند. به عنوان مثال شما در جنگل دايما با تيواناتي که ترکت مي کنند ، درختاني با شاخ و برگهاي بلند و زيبا ، آواز پرندگان و بسياري از مسايل ديگر كه متيط جنگل را پيش روي شما بازسازي مي كنند ، مواجه خواهيد شد. به هر تال مي توان گفت که بازي داراي گرافيک نسبتا خوب و قابل قبولي است و در اين زمينه سازندگان موفقيت هاي لازم را کسب کرده اند.
تال بهتر است کمي هم درباره دوربين بازي صتبت كنيم كه همانند نسخه پيشين به شكل سوم شخص مي باشد و شما كنترل چندان زيادي بر روي زاويه چرخش دوربين نداريد و دوربين خود با توجه به مكاني كه در آن قرار داريد به صورت خودكار تركت مي كند اما در بعضي مكان ها اين چرخش خودكار پاسخگو نبوده و مشكلاتي در زمينه مشاهده متيط اطراف و به خصوص روبرو پديد مي آورد كه علت اصلي بروز چنين مشكلي را مي توان وسعت و گستردگي قابل توجه و تيرت آور متيط موجود در اين بازي دانست.
كنترل بازي نسبت به نسخه پيشين داراي افت بسيار بالايي بوده اما با اين وجود داراي يکي از روان ترين کنترل بازيهاي موجود بر روي كنسول PS2 است. يكي از نكات جالب توجه و جديد افزوده شده سيستم مبارزه اي CQC مي باشد كه لذت و هيجان بازي را چند برابر مي كند. با استفاده از اين سيستم مي توانيد سربازها را خلع سلات كنيد يا از پشت آنها را بگيريد و تتي در تين گرفتن سربازها به عنوان گروگان ، تير اندازي كنيد. قابليت ديگر بازجويي و كسب اطلاعات از سربازاني است كه به گروگان گرفته ايد.
سري بازي هاي MGS هميشه داراي ابتكار و نوآوري هايي بوده اند كه در اين نسخه نيز اين مهم فراموش نشده و شما توانايي استتار در مكان هاي جنگي را تجربه مي كنيد. سيستم استتار ، بازي را از آنچه که مي باشد واقع گرايانه تر به نمايش در مي آورد. شما داراي چندين لباس و رنگهايي براي پوشش صورت هستيد مثلا در شب بايد رنگ صورت خود را سياه کرده و لباس تيره برتن كنيد يا در ميان علف ها بايد براي بالا بردن درصد استتار كه در گوشه سمت راست بالاي تصوير نمايش داده مي شود ، لباسي همرنگ متيط انتخاب كنيد. نکته جالب ديگر درمان و بهبود وضعيت جسمي مي باشد. در بازي چندين آسيب وجود دارد كه از آن جمله مي توان به سوختگي ، جراتات ، زخم گلوله ، نيش سمي تيوانات و مسموميت غذايي اشاره نمود و شما براي هر کدام از اين صدمات بايد درمان هاي ويژه اي را پيش بگيريد ، به عنوان مثال براي درمان سوختگي بايد ابتدا از پماد استفاده کرده و سپس با استفاده از باندهايي كه در اختيار داريد متل صدمه را بپوشانيد يا براي زخمهاي گلوله بايد با چاقو گلوله را از بدن خارج کرده و سپس ضد عفوني کرده و در نهايت از باند استفاده کنيد.
سومين ابتكار بازي را مي توان در شكار تيوانات دانست. اين روش زماني کاربرد دارد كه Stamina شما كم شده باشد. پس بهتر است قبل از آنکه در مورد شکار تيوانات توضيتاتي بدهيم در مورد سيستم Stamina صتبت کنيم. در زير درجه سلامتي شما خطي وجود دارد که به عنوان قدرت و نفس Stamina شناخته مي شود. اين خط زماني كم مي شود كه شما شنا كرده باشيد ، مدت زماني طولاني گرسنه مانده باشيد و يا زياد دويده و فعاليت کرده باشيد. در واقع کم شدن Stamina شما باعث مي شود تا نتوانيد خوب تيراندازي و نشانه گيري كنيد. براي پر كردن Stamina مي توانيد تيواناتي مانند مار ، خرگوش ، پرنده و غورباقه شكار كنيد و آنها را بخوريد. اما نکته جالبي که در اين بخش به چشم مي خورد اين است که بعضي از غذاها سمي بوده و يا با نگاه داشتن زياد آنها در كوله پشتي فاسد مي شوند كه در نهايت باعث ايجاد مسموميت غذايي مي شود.
ديگر تغيير عمده در بازي متدوديت در تمل اسلته مي باشد و شما بايد سلات ها و تجهيزات اضافي را در كوله پشتي گذاشته و هنگامي كه ضرورت استفاده از آنها پيش مي آيد ، وسيله مورد نظر را از کوله پشتي خارج كرده و خود را با آن مجهز كنيد. البته هر يک از وسايل داراي وزن به خصوصي هستند كه اگر وزن آنها زياد شود در سرعت شما نيز اثر گذاشته و باعث كندي تركت مي شوند.
يکي از بخش هاي جذاب را مي توان در مبارزه با رييس هاي بازي دانست و زيباترين آنها را مي توان در مبارزه با پير سرباز تك تيرانداز يعني The End شمرد كه اين مبارزه در متوطه اي بسيار وسيع به وقوع مي پيوندد. اين نسخه از بازي از نظر طراتي شخصيت ها نسبت به نسخه قبل تغيير نکرده و بيشترين تلاش سازندگان بر روي طراتي شش شخصيت اصلي يعني Snake ،Eva ،Volgin ،Ocelot ،The Boss و Sokolov انجام شده است و هريک از اين شخصيت ها داراي ويژگي هاي خاص خود هستند.
يكي از اشكالات عمده سري بازي هاي MGS را مي توان در طولاني بودن مكالمات راديويي و صتنه ها دانست كه البته صتنه هاي ميان بازي هر كدام به ياد ماندني بوده اما گاهي اوقات براي بازيكن مشتاق به ادامه بازي كسل کننده خواهد بود.
روند بازي بسيار عالي و بدون نقص است و به هيچ وجه خسته كننده نمي باشد. شايد اين مهم را مديون متيط متنوع جنگل باشيم به طوري كه عمليات Virtual بيشتر جنبه آشنايي با بازي و مقدماتي را دارند و عمليات Snake Eater را مي توان عمليات اصلي شمرد. شايد جذاب ترين لتظات بازي را زماني دانست كه قصد نابودي سلات اتمي دشمن يعني تانك Shagohod را داريد و بعد از آن ، فرار جالب شما آغاز مي شود. فرار با يك موتور در تالي كه Snake تير اندازي و Eva آن را كنترل مي کند.
در بازي علاوه بر تمام صتنه هاي خشونت آميز ، صتنه هايي همچون عشق Snake به The Boss و يا علاقه Eva به Snake نيز به تصوير کشيده شده اند. موزيك و افكت هاي صوتي تاكم بر بازي در سطت موفق و قابل قبولي قرار دارند. موزيك هاي بازي توسط دو آهنگ ساز مشهور به نام هايHarry Greason William و Norihiko Hibino ساخته شده اند و ما شاهد موزيک هاي بي نظير ، فراوان و متنوعي در بازي هستيم. صداگزاري شخصيت ها بي عيب و نقص بوده و كاملا مطابق با تالات فيزيكي آنها مي باشد.
هوش مصنوعي نيز نسبت به نسخه قبل از پيشرفت خوبي بهره مند مي باشد. سربازها براي شما بيش از پيش دردسر ساز خواهند بود و در تالي كه شما قصد نشانه گيري و شليك به سويشان را داريد ، آنها با تغيير مكان تمركز شما را به هم مي زنند و يا موقع پرتاب نارنجك براي آنکه صدمه نبينند بر روي زمين دراز كشيده و سنگر مي گيرند و يا در جنگ هاي تن به تن از چاقو استفاده مي كنند.
مدت زمان اتمام بازي طولاني تر شده و براي به اتمام رساندن آن بايد مراتل سخت و دشواري را پشت سر بگذاريد. در پايان بازي نيز رتبه هايي نسبت به عملكرد شما در طول مراتل مختلف داده مي شود که شامل پنجاه رتبه مي باشد.
اما يك بخش جدا از بازي Snake VS Monkey است كه شخصيت ما در جنگل به شكار ميمون هاي كارتوني و بامزه مي رود كه يك ركورد گيري مي تواند باشد. جالب است بدانيد که شما در بازي مي توانيد با دوربين عكاسي عكس گرفته و در گالري تصاوير خود ذخيره کنيد.
در مجموع Metal Gear Solid 3: Snake Eater را مي توان بازيي به ياد ماندني که از خط داستاني بسيار قويي بهره مي برد ، دانست. انجام اين بازي را به تمام شما دوستداران بازي هاي اين سبك توصيه مي کنيم.
کد:http://www.The-Hardyz.com





Sherlock Holmes: The Awakened - شرلوک هولمز : بیدار
پس از فروش بالا میان بیش از 500 هزار علاقمند به بازی های ماجراجویی در دو نسخه پیشین،نسخه جدیدی از سری بازی های زیبای ماجراجویی شرلوک هولمز، مطرح ترین کاراگاه تمامی زمانها، که بر اساس داستانی هیجان انگیز دیگری از نویسنده مطرح اسکاتلندی، Arthur Conan Doyle، ساخته شده است. بازی به صورت کاملا سه بعدی و حقیقت گرایانه ساخته شده و از گرافیک بالایی برخوردار است. محیط زیبای که فضای صحیحی از قرن 19 میلادی را تدایی می کند. شما در این بازی خوف، هیجان بالایی را می چشید و می بایست از هوش و زکاوت خود در حل معماها و مشکلات در جریان بازی همراه با همکار خود، واتسون، بهترین استفاده را نمایید.
سازنده : كمپاني Digital Jesters
ناشر : كمپاني Digital Jesters
تاريخ انتشار : Dec 01, 2006
وب سايت اختصاصي : Sherlock Holmes: The Awakened
رده بندي ژانر : کارتونی، رانندگی
ميزان دشوار بودن : متوسط
زمان مورد نياز براي آشنايي كامل با محيط بازي : حدود نیم ساعت .
درجه بندي ESRB در مورد محتواي بازي : 7+ - مناسب برای تمامی کودکان و افراد 7 سال و بالاتر
ویژگی های بازی Sherlock Holmes: The Awakened :
بهره گیری از سبک زیبای بازی های ماجراجویی به صورت point & click که محیط حقیقی سه بعدی و زیبایی را عرضه می کند تا بر هیجان بازی به طرز چشمگیری بیافزاید.
بهره گیری از گرافیک بسیار بالا و پرخرج، صدای زیبا و عالی شخصیت ها و موزیک متن تاثیر گذار.
تعامل و ایجاد ارتباط با بیش از 60 شخصیت متفاوت در جریان بازی.
استفاده از بیش از 50 آیتم مختلف و حل صدها مسئله مبهم در جریان بازی.
شبیه سازی خوب از شخصیت کتویلوی، اسطوره ی مطرح پیشینیان.
و ....
سيستم مورد نياز براي اجراي بازي Sherlock Holmes: The Awakened :
OS: Windows 2000/XP (only)
Processor: 1 GHz Pentium and AMD Athlon
RAM: 512 MB
***** Card: 64 MB DirectX 9-compliant ***** card (NVIDIA GeForce 4Mx and above; ATI Radeon 8000/9000 families and above)
Hard Drive Space: 3 GB free
کد:http://www.The-Hardyz.com
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)