تمامی مسئوليت آگهي هاي درج شده در انجمن بدنسازی و تناسب اندام ایران با آگهي دهندگان مي باشد.
هرگونه تبلیغات از طریق پیام خصوصی  ممنوع می باشد << قوانین سایت >>
برای خرید از فروشگاه سایت اینجا کلیک کنید

تبلیغات در انجمن بدنسازی و تناسب اندام ایران

صفحه 1 از 7 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 33

موضوع: حرکت درمانی

  1. #1
    ورزشكار نيمه حرفه اي آفتاب آواتار ها
    آخرین بازدید
    07-24-2010 [ 01:18]
    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    ارومیه
    نوشته ها
    583
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست

    پیش فرض حرکت درمانی

    حرکت درمانی یکی از شاخه های تربیت بدنی وعلوم ورزشی است که به رفع ناهنجاری های وضعیتی می پردازد . از جمله پشت گرد
    پشت گود
    پای پرانتزی
    پشت کج یا اسکلیوز
    انحنای گردن

    و ... از آنجا که اطلاعات آورده شده کاملاُ عمومی بوده و فقط شما را در تشخیص عارضه یاری می کند لازم است بدانید در صورت مبتلا بودن به هر یک از این عوارض بایستی به متخصصین این امر مانند ارتوپد ها و درمانگرانی مثل دکتر یا فوق لیسانس تربیت بدنی با گرایش حرکت درمانی مراجعه نمایید .

    کومور یانار گوز آغلار --- دیل آلیشار سوز آغلار

    یار یاردان آیریلاندا---اورک یانار گوز آغلار

  2. #2
    ورزشكار نيمه حرفه اي آفتاب آواتار ها
    آخرین بازدید
    07-24-2010 [ 01:18]
    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    ارومیه
    نوشته ها
    583
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    خلاصه اي از مطالب حركت درماني

    مطالبي كه در اين جزوه با جهال و اختصار مورد بررسي قرار گرفته اند عبارتند از :

    تعريف حركت درماني – اهداف حركت درماني – اثرات و نتايج حركت درماني - نكات قابل توجه در حركت درماني – تاثير حركات درماني بر عضلات و برمفاصل – منظور از حركت درماني استفاده از نرمشهاي ورزشي جهت بهبود وضع تعادل بدن و هماهنگ نمودن حركات بدن است، حركت ممكن است توسط خود شخص انجام پذيرد كه به آن حركت فعال گويند و ممكن است بوسيله و كمك شخص ديگري انجام پذيرد كه اصطلاحا به آن حركت غير فعال مي گويند.

    اهداف كلي از حركت درماني عبارتند از :
    1- بدست آوردن دامنه حركتي مفاصل
    2- بدست آوردن انعطاف پذيري مطلوب در بافتها
    3- جلوگيري از پيشرفت ضايعه مثل جلوگيري از لاغري يا آتروفي متعاقب ضايعات عصبي و عضلاني

    اهداف جزئي:
    1- بدست آوردن دامنه حركتي مفاصل
    2- بدست آوردن انعطاف پذيري مطلوب در بافتها
    3- جلوگيري از ايجاد تغيير شكل در مفاصل و عضلات
    4- تقويت عضلات و بافتها
    5- كاهش تورم و التهاب بافتها
    6- كنترل درد فرد

    حركت درماني تاثيرات عمده اي در موارد ذيل دارد:
    1- فعال شدن تعداد بيشتري از واحدهاي عضله
    2- افزايش گردش خون عضله
    3- افزايش حجم عضله
    4- افزايش قدرت عضله
    5- بهبود خاصيت ارتجاعي
    6- افزايش استقامت و تحمل عضله

    درمورد مفاصل:
    رفع سختي و سفت شدن پوست
    رفع چسبندگي در كپسول مفاصل
    رفع خرابي عضروف مفصلي
    رفع و تقليل دردهاي شديد مفاصل
    کومور یانار گوز آغلار --- دیل آلیشار سوز آغلار

    یار یاردان آیریلاندا---اورک یانار گوز آغلار

  3. #3
    ورزشكار نيمه حرفه اي آفتاب آواتار ها
    آخرین بازدید
    07-24-2010 [ 01:18]
    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    ارومیه
    نوشته ها
    583
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    حركت درماني
    استفاده از حركت ونرمشهاي ورزشي جهت بهبود وضع تعادل بدن و هماهنگ نمودن حركات آن و معالجه و درمان بعضي از بيماريهاي و ناراحتي هايئي كه معلول كم تحركي و يا پرداختن غير اصولي به حركات و فعاليت هاي بدني هستند مي باشد
    هر انسان براي انجام كارهاي روزمره خود به نيروي نياز دارد نيرو كميتي است كه بر جسم وارد مي شود و مي تواند باعث جابجائي شود
    مشخصات نيروي عبارتند از جهت نيرو ميزان يا بزرگي نيرو نقطه اثر
    اگر ميزان نيروي وارده بر جسم كم باشد جابجائي صورت نمي گيرد و كار انجام نمي شود نيروي هائي كه در حركت درماني با آن سر و كار داريم عبارتند از :
    1- نيروي جاذبه براي تقويت عضلات با حذب آن براي دامنه حركت در موارد خاص استفاده مي شود .
    2- نيروي عضلاني كه بيشتر در حركت درماني كار برد دارد مثلا مي تواند نيروي دست باشد كه در جهت كمك و مقاومت استفاده مي شود .
    3- نيروي خارجي در زمان حركت درماني زماني كه مي خواهيم حركتي را به فررد بدهيم يا عملي را روي فرد انجام دهيم به نيروي خارجي نياز داريم اين نيرو مي تواند بوسيله يك سري وسايل وزنه ها يا با وسايل مكانيكي مانند فنر صورت گيرد .
    تكيه گاه سطح اتكا
    سطح يا قاعده ي كه فرد روي زمين برآن تكيه دارد يا قرار گرفته است كه بيشتر بصورت سطح اتكا بكار مي رود و سطحي است كه فرد وقتي روي زمين قرار گرفته است بعنوان سطح تكيه گاه او مي باشد .
    هر مقدار كه سطح اتكاي فرد بيشتر باشد تعادله فرد بيشتر مي شود مثلا فردي كه در حالت ايستاده است و پاهاي خود را از هم بيشتر باز كرده است تكيه گاه او هم زياد مي شود .
    تعادل
    وقتي تمام نيروهاي فعال شخص و همچنين نيروهاي وارده بر او يكنواخت باشد فرد در حالت تعادل خواهد بود وضعيت تعادلي كه فرد كه با آن سرو كار داريم بر سه نوع است :
    تعادل پايدار تعادلي است كه وضعيت فرد تثبيت شده و بصورت ثابت مانده است مانند حالت نشستن و خوابيدن
    تعادل ناپايدار – حالتي كه وضعيت فرد تثبيت نشده است مانند ايستاده روي يك پا
    تعادل خنثي حالتي كه اگر نيروئي هم به فرد وارد شود تعادل او بهم نمي خورد بلكه تنها مسير او امكان دارد عوض شود مانند فردي كه در حال دويدن است و او را هل مي دهيم تنها مسير حركتش عوض مي شود .
    بي حركت : بي حركتي نسبي هنگامي كه مي خواهيم با عضو و يا موضع خاصي حركتي انجام دهيم عضو و موضع خاصي حركتي انجام دهيم عضو و موضع را كمي ثابت مي كنيم تا حركت بطرز دلخواه انجام گيرد .
    بي حركتي كامل وقتي مي خواهيم حركتي را بصورت موضعي و خاص انجام دهيم قسمت هاي بالاتر را ثابت نگه داشته و با موضع مورد نظر حركت را انجام مي دهيم .
    انواع حركات
    در حركت درماني عموما با دو نوع حركت سرو كار داريم و با استفاده از اين دو روش به درمان و مداواي بيماران مي پردازيم كه آنها دو نوع عبارتند از :
    - حركات فعال
    - حركات غير فعال
    1- حركات فعال : حركاتي كه توسط انقباض عضلاني خود فرد صورت مي گيرد و نيري خارجي در آن دخالت ندارد مانند خم كردن آرنج يا زانو توسط خود فرد .
    حرکاتی که با اراده شخص انجام می شود از نظر فیزیولوژیکی و روانی با حرکات غیرفعال که توسط فیزیوتراپیست بر روی بیمار صورت می گیرد متفاوت بوده و اثرات مخصوص دارد که از تاثیر بر روی دستگاه حرکتی بدن (ماهیچه ها، استخوان ها و مفاصل و اعصاب) به وجود میآیند. اگرچه در برخی از حرکات فعال حضور مستقیم مسوول لا زم نیست، موارد استفاده از حرکت درمانی فعال به شرح زیر است:
    درمان و جلوگیری از بروز ضایعات مفصلی مانند حالت خشک شدگی مفصل یا شلی آن. پیشگیری و درمان تحلیل رفتن ماهیچه ها که در اثر عدم حرکت ایجاد می شود. کمک به از بین بردن اثرات ضایعه عصبی که به صورت فلج یا اختلا لا تی در بافت ماهیچه ها بروز می کند. درمان و جلوگیری از بروز اختلا لا ت عروقی که در اثر بی حرکتی اعضای بدن ایجاد شده و سبب بروز اختلا لا ت ثانوی می شود. حفظ حالت صحیح و نیروی طبیعی در ماهیچه ها و مفاصل سالم بدن. پیشگیری از بروز ضعف عمومی و کمک به بهبود بخشیدن حالت عمومی شخص. تقویت ماهیچه هایی که احتیاج به نیروی بیشتر برای انجام وظیفه مخصوص دارند. بازیابی و نگهداری نرمش بدن، حفظ و بهبود بخشیدن به سرعت و دقت و تحمل و هماهنگی در حرکات، حفظ و ازدیاد احساس وجدان حرکتی و بهتر نمودن آن. در مجموع حرکات فعال، عمل عضو را بهبود بخشیده و قدرت آن را افزایش می دهد.
    حرکات مزبور به ازدیاد ذخیره قلبی و تنفسی کمک نموده و بدین وسیله سبب بهبود اعمال عمومی بدن می شود. موارد عمومی استفاده به طور کلی عبارتند از: اختلا لا ت ماهیچه ای، اختلا لا ت مفصلی و نزدیک مفصلی، اختلا لا ت استخوانی و اختلا لا ت بافت نرم.

    2- حركات غير فعال : حركاتي كه توسط نيروي خارجي صورت مي گيرد مانند خم كردن آرنج يا زانو توسط فرد ديگر
    حركات غير فعال معمولا زماني انجام مي گيرند كه يا فرد بدليلي نمي تواند حركتي را شخصا انجام دهد و يا محدوديت حركتي دارد و يا اينكه عضلات حركت دهنده مفصل فلح مي باشند .
    حرکت درمانی غیرفعال:
    منظور از این نوع حرکت درمانی، وضعیت دادن و به حرکت آوردن مفاصل و انجام کارهایی است که توسط درمان کننده بر روی بیمار انجام می شود. در این نوع درمان در قسمت آسیب دیده معمولا انقباض فعالی انجام نمی شود.
    در مواردی که در زیر نام برده می شود حرکت درمانی غیرفعال مفید واقع می شود:
    ۱) شکستگی ها و ارتوپدی:
    در این ضایعات حرکات درمانی جهت جلوگیری از تحلیل رفتن (آتروفی) و کوتاه شدگی عضله و تاندون و همچنین پیشگیری از محدودیت دامنه حرکتی به کار می رود.
    ۲) بیماری های اعصاب:
    جهت جلوگیری از تحلیل رفتن ماهیچه ها و کوتاه شدن آنها و تنظیم هماهنگی حرکات
    ۳) ضایعات مفصلی:
    برای از بین بردن حالت انقباض ماهیچه های اطراف مفصل که خود سبب از بین رفتن و یا کم شدن فشار بر روی ساختمان غضروفی می شود و همچنین جلوگیری از بروز حالت خشکی مفاصل
    ۴) بیماری های عروقی:
    حرکات درمانی غیرفعال موجب برطرف نمودن جمع شدگی خون در اندام ها گردیده و گردش خون را از اندام ها به طرف قلب و بالعکس بهبود می بخشد.
    ۵) بیماری های ریوی:
    این نوع حرکت درمانی می تواند علا وه بر خارج نمودن ترشحات سبب تحریک و حرکت برونش ها شده و به ازدیاد حجم تنفسی منجر شود.
    به طور خلا صه می توان فوائد و نتایج حرکات درمانی غیرفعال را چنین بیان داشت: از انقباضات مختل کننده و تشکیل چسبندگی ها جلوگیری می نماید. اندازه طولی را که عضله باید در زمان استراحت داشته باشد تامین می کند.
    عکس العمل های بازکننده و تا کننده را تحریک می نماید و بالا خره زمینه را برای حرکات فعال مهیا می سازد.

    آثار حركت درماني
    انجام تكنيك هاي و روشهاي مختلف حركت درماني موجب تغييرات متعددي در بافتهاي بدن مي گردد در اينجا به مهمترين اثرات و نتايج حركت درماني در بدن اشاره مي شود .
    1- حركت درماني باعث تسريع در بهبودي بيماري فرد مي شود و به عنوان مثلا چنانچه شكستگي يا ضايعه ديگري در پاي ورزشكار يا شخص رخ داده باشد و ناحيه صدمه ديده مدتي در گچ بي حركت و ثابت بوده باشد مي توان با حركت درماني پس از برداشتن گچ حركات و عضلات فرد را تقويت نمود و بدين وسيله ورزشكار يا فرد مورد نظر زودتر و سريعتر به ورزش و فعاليت بپردازد .
    2- حركت درماني موجب بكارگيري حداكثر عضلات و اندامهاي سالم شخص مي شود مثلا
    در هنگام مصدوم شدن يك عضو در بدن مي توان با كمك و استفاده از اعضاي سالم عضومصدوم را تقويت و وظايف آن را تا حدودي انجام داد .
    3- حركت درماني موجب اعتماد به نفس در فرد مي شود اغلب افراد اشخاصي كه در اثر بيماري يا ضايعه خاص مدتها فاقد فعاليت و تحرك بوده اند با انجام حركت درماني و نشان دادن توانائي و مهارت از خود از لحاظ روحي اعتماد به نفس بدست مي آورند به عبارت ديگر يكي از اثرات و نتايج مهم حركت درماني تاثيرات روحي و رواني است كه متعاقب انجام نرمشهاي در فرد ايجاد مي گردد .
    4- انجام نرمشهاي حركت درماني مثل ساير تمرينات ورزشي ديگر تاثيرات فيزيولوژيكي دارد به بيان ديگر حركت درماني همانند ورزش موجب افزايش و بهبودي كار ارگانها و اندامها بدن مي شود افزايش كار آئي قلب بهبود وضع سيستم تنفسي افزايش گردش خود بهتر شدن تغذيه عضلات و بافتها و بالاخره تقويت عضلات از جمله تاثيرات فيزيولوژيكي حركت درماني است
    5- حركت درماني موجب مي شود كه ارتباط بين سيستم عصبي و عضلات راحت تر و بهتر برقرار مي گردد به عبارت ديگر حركت درماني موجب هماهنگي عصبي – عضلاني مي گردد .
    بعبارت ديگر حركت درماني موجب هماهنگي عصبي – عضلاني مي گردد بعنوان مثال در بعضي از بيماريها همانند سكته مغزي كه تعداد سلولهاي عصبي فرد از بين مي رود و در نتيجه ارتباط بين مغزو عضلات از بين مي رود و با حركت درماني كه مي توان با كمك گرفتن از سلولهاي باقيمانده عصبي ارتباط دوباره بين سيستم عصبي فرد با عضلات او برقرار نمود همانطور كه مي دانيم مغز انسان عضله را نمي شناسد بلكه الگوي حركتي را درك مي كند بنابراين حركت درماني مي تواند موجب تسهيل ارتباط بين مغز و عضله شود .
    6- با حركت درماني مي توان بعضي از مهارتهاي از دست رفته را دوباره كسب نمود براي مثال : چنانچه ورزشكار يا فردي دچار صدمه ديدگي در مچ پا شده باشد و در نتيجه مهارت تعادل و هماهنگي حركت مچ پاي او كاهش يابد مي توان با حركت درماني اين مهارتها را دوباره كسب نمود .
    7- يكي ديگر از تاثيرات مهم حركت درماني جلوگيري از ضعف و لاغري عضلات است همانطور ي كه مي دانيم در اثر عدم استفاده از عضلات پس از مدتي حجم فيبرهاي عضله كاهش مي يابد و بدين ترتيب عضله دچار ضعف و لاغري مي شود و از انجائي كه حركت درماني موجب افزايش گردش خون و بهبودي وضع تغذيه فيبرهاي عضله مي گردد بنابراين با نرمشهاي حركت درماني مي توان از لاغري يا آتروفي عضلات پيشگيري نمود .
    8- انجام حركت درماني بطور مداوم نقش مهمي دراصلاح وضعيت افراد دارد درحال حاضر بسياري از افراد در اثر كار يكنواخت و ثابت يا در اثر فقر حركتي دچار انحرافاتي در بدن خود مي شود بروز انحراف و تغيير شكل بويژه در ستون فقرات رخ مي دهد.
    افتادگي شانه هاي ايجاد انحراف يا كج شدن ستون فقرات ايجاد انحنا در شكل صحيح وضعيت قرار گرفتن استخوانهاي پا ازجمله تغييراتي است كه در ستون فقرات اشخاص بروز مي كند با نرمشهاي حركت درماني هم مي توان از بروز انحرافات فوق جلوگيري نمود و هم در صورت بروز اين انحرافات حركت درماني نقش مهمي در درمان و بر طرف نمودن آن دارد
    9- چنانچه افراد به مدت كافي حداقل 10 دقيقه حركت درماني را انجام دهند بر اثر ايجاد تغييرات فيزيولوژيكي در بافتها بويژه ترشح برخي از هورمونها مثل آندروفين شادابي و نشاط خاصي بدست مي آورند بنابراين يكي ديگر از اثرات مفيد حركت درماني غلبه بر غم و اندوه و ناراحتيهاي روحي و رواني فرد است .
    10-يكي ديگر از نتايج و اثرات حركت درماني ايجاد احساس آرامش و راحتي در فرد است براي بدست آوردن احساس آرامش و راحتي بايد فرد نرمشها و يا حركات درمان ويژه اي را انجام مي دهد اين نرمشها يا حركات ويژه را اصطلاحا تمرينان شل كننده عضلات يا ريلاكسيش مي گويند .
    11-حركت درماني موجب بدست امدن دامنه طبيعي حركت در مفاصل مي شود اگر چه ممكن است در حين فعاليت و حركت روزانه خود مفاصل و اندامها را حركت دهند ولي در اغلب موارد حركت مفاصل در دامنه كامل انجام نمي گيرد .
    براي بدست آوردن دامنه كامل و طبيعي مفاصل مي توان به راحتي از اشكال مختلف حركت درماني استفاده نمود .


    علل و عوامل كلي بروز ناهنجاري ها
    شاخه اي از علوم تربيت بدني كه به عنوان دانشي كار بردي در سطح جامعه و به ويژه درمدارس مي باشد بخشي از تربيت بدني و علوم ورزشي را تشكيل مي دهد كه مشتمل بر اهداف عمده شناسائي آموزش پيشگيري بهبود و اصلاح ناهنجاري ها بدن و عادات حركتي افراد است از اين رو شناسائي علل و عوامل مشترك بروز چنين وضعيتهاي ناهنجار و اثرات كلي اين عوارض ضروري به نظر مي رسد .
    دريك نگاه اجمالي مي توان اصلي ترين علل و عواملي را كه موجب بروز ناهنجاريهاي وضعيتي مي شوند به شرح ذيل بيان داشت لازم به ذكر است كه برخي از اين عوامل مربوط به وضعيت خود فرد و برخي از ديگر مربوط به محيط و شرايط بيروني هستند .
    1- اختلالات ژنتيكي و مادر زادي مانند كساني كه با انواع انحرافات ستون فقرات چون اسكولوز و يا انحراف پاها به خارج و داخل و ياكف پاي صاف به دنيا مي آيند
    2- بيماريهاي و صدمات كه منجر به عوارض ارتوپديك و نقص در سيستم عصبي عضلاني و مفصلي مي شوند مانند معلومين قطع عضو يا كساني كه دراثر ابتلا به توبروكولوز سل استخواني به انحراف شديد ستون فقرا مبتلا مي شوند .
    3- فقر حركتي و عدم حركت و جنبش مناسب كه منجر به ضعف عضلات مي شود مانند كودكان آپارتماني كه بنا به شرايط فيزيكي زندگي امكان تحرك كمتري دارند و يا افراد انزوا طلب غير ورز شكار و بي تحرك
    4- عادات نامناسب در ايستادنها راه رفتن نشستن وضعيت هاي مختلف حمل اشيا سنگين چون حمل كيف هاي سنگين در كودكان دبستاني به صورت يك طرفه و ممتد كه مي توند موجب كجي ستون فقرات و افتادگي شانه آنها باشد .
    5- شغل و وضعيتهاي ثابت بدني و انجام امور روز مره درحالت نامناسب و يا فعاليتهاي ورزشي و حركتي نامناسب مستمر مثلا افرادي كه بطور يكنواخت در طول روز بطور مستمر و مداوم پشت يك دستگاه پرس يا بافندگي مي ايستد و عمدتا با يك گروه از عضلات خود كار مي كنند كه مي تواند در بعضي از اعضاي بدن آن ها دفرميتي يا محدوديت حركت ايجاد شود .
    6- تقليد الگوهاي حركتي و وضعيت هاي بدني غلط و نامناسب كه بيشتر درسنين پايين تر و در دوران نوجواني ديده مي شود اين الگوها از طريق مشاهده فردي رسانه هاي عمومي صورت مي گيرد كه در اين امر معمولا الگوهاي برتر تقليد مي شوند مانند شخصيت هاي اجتماعي ورزشكاران هنر پيشه ها و ...
    7- استفاده از پوشاك نامناسب مانند كفش و يا تجهيزات غير استاندارد مانند صندلي و ميز و نيمكتهاي مدارس به ويژه در سنين دبستان و دوران رشد
    8- كمبود محركات رشدي مانند نور آب و هواي مناسب محيط و تغذيه
    9- وضعيتهاي رواني و شخصيتي افراد مانند افرادي كه خجالتي هستند يا افسردگي روحي داشته و عمدتا در وضعيتي به سر مي برند كه سرشان به طرف پايين است و اين در دراز مدت مي تواند موجب افتادن سر به جلو كشيدگي و ضغف عضلات باز كننده سرووگردن آنها شود .
    10-افزايش وزن به عنوان عاملي كه مي تواند در بروز بسياري از بيماريها يك علت اوليه و تشديد كننده باشد مثلا بروز از عارضه كف پاي صاف افزايش وزن علت اوليه و يا حداقل به عنوان يك عامل تشديد كننده ضعف قوس هاي كف پائي محسوب مي شود
    11-مسائل فرهنگي و تربيتي و نژادي كه وضعيت بدني خاصي را به طور مثال در نشستن توصيه و ترويج مي نمايد به عنوان مثال نوع خاصي از نشستن مثلا چهار زانو نشستن را نشانه ادب و احترام و به نوعي از راه رفتن را نشانه تواضع مي دانند .
    12-تيپ بدني وضعيت ظاهري افراد اندر و مورف استعداد بيشتري براي كف پاي صاف و زانو هاي ضربدري داشته و افراد قد بلند كه ميل به افتادن بالاتنه آنها به طرف جلو ودر نتيجه ابتلا آنها به عارضه تيفوز بيشتر است چنين بنظر مي رسد كه بهترين وضعيتهاي بدني را افراد مزومورف تيپ عضلاني با قد نه چندان بلند دارند زيرا سعي در بلند نشان دادن قد خود داشته و مجبورند تا قد خود كشيده و بلند نشان دهند لذا ستون فقرات آنها مستقيم مي ماند
    13-سن هر چند كه عنوان يك عامل مستقل كمتر مورد بحث قرار مي گيرد اما در برخي از سنين ابتلا به برخي از عوارض بيشتر است مثلا بين 7-5 سالگي كه اولين دوره تغيير شكل بدن است و 13-5/10 سالگي كه دومين دوره تغيير شكل و ايجاد انحرافات بدن است يا بطور كلي اسكوليوز كه در سنين 15-12 با توجه به نوع جنس شيوع بيشتر دارد همچنين عارضه كف پاي صاف و والگوس كه در سالهاي قبل از مدرسه 6-2 سالگي و وروس در كودكاني كه تازه به راه افتاده اندبيشتر ديده مي شود حتي در يك اصل عمومي با زياد شدن سن استعداد ابتلا به عوارض به دليل ضعف عضلاني و فرسايش كلي بدن افزايش مي يابد .



    اثرات و عوارض ناهنجاريهاي وضعيتي

    بحث درباره اثرات و عوارض ناشي از وضعيت بدني نامطلوب را مي توان براساس نگرشهاي متفاوت طرح نمود اما نظريه اينكه در بحث از هر ناهنجاري به تفكيك اين اثرات بطور دقيق تر طرح خواهد شد مرور كلي رئوس اين اثرات كافي به نظر مي رسد بنابراين اثرات يك وضعيت نامطلوب بدني را مي توان از 3 بعد مورد مطالعه قرار داد
    الف – جسماني و فيزيولوژيك
    ب‌- رواني و شخصيتي
    ت‌- اجتماعي
    بطور مختصر اثرات يك وضعيت نامطلوب بدني چنين است :
    1- خستگي عضلاني و عمومي به دليل فعاليت بيشتر عضلات و ضرورتا مصرف انرژي به ويژه در عضلات ضد جاذبه مانند افرادي كه داراي عارضه كف پاي صاف يا گردپشتي مي باشند و داراي استقامت كمتري هستند .
    2- تغيير شكل مفاصل كوتاهي و كشيدگي ليگامنت ها و كپسول مفصل فشارهاي غير طبيعي بر مينيسك ها و ديسك و بطور كلي عوامل استاتيك نگهدارنده قامت .
    3- كوتاهيث و شلي عضلات در تمام عوارضي كه قوسها دچار اختلال مي شوند و همواره در سمت تقعر كوتاهي و در سمت تحدب نوعي كشيدگي غير طبيعي و ضعف عضلاني وجود دارد .
    4- بر هم خوردن تعادل بيومكانيكي و كاهش راندمان مفيد دستگاه اهرمي بدن
    5- افت زمان عكس العمل چابكي قدرت عضلاني و ساير عناصر آمادگي جسماني
    6- مشكلات رواني اجتماعي كه به دليل عدم تناسب اندام و زيبايي تيپ بدني و سلامت و ورضعيتهاي بدني مورد قبول اجتماع براي فرد و اجتماع به وجود مي آيد گاه ارائه الگوي غلط به اجتماع به ويژه براي جوانان و نوجوانان ايجاد مشكلات اقتصادي مي نمايد مثلا در استفاده از پوشاك كفش و .... و بالاخره افزايش هزينه مصارف درماني از جمله اينگونه مسائل است .
    7- اختلالات قلبي عروقي مثلاكاهش حجم تنفسي در عارضه گردپشتي كيفوز
    8- اختلالات در امعا و احشا و ناراحتي هاي كليوي مثلا در عارضه گودپشتي لوردوزكمري
    9- كاهش آمادگيهاي حركتي و رواني و در يادگيري و اجراي مهارتهاي حركتي و ورزشي
    10-بازدهي نامطلوب در انجام وظايف اجتماعي شغل و انجام امور روزانه
    11-دردهاي عصبي عضلاني و مفصلي كه در مراحل پيشرفته ناهنجاري ها بطور بارزي نمودار گشته و فرد را در معرض اقدامات جدي و درماني مانند اعمال جراحي استفاده از پروتر .... قرار مي دهد .
    دستگاه عصبي انسان و عملكرد هاي نادرست ان


    عصب
    عصب رسته اي از آكسون هاي متعلق به ياخته هاي عصبي موجود در دستگاه اعصاب پيراموني است عصب هاي حسي اطلاعات را به دستگاه عصبي مركزي منتقل مي كنند و عصب هاي حركتي اطلاعات را از دستگاه عصبي مركزي مي گيرند و عصب را نبايدبه ياخته عصبي يك گرفت ياخته عصبي يك ياخته زنده واحد است و عصب از آكسون هاي ياخته هاي عصبي بسيار تشكيل شده است همچنين كلمات عصب و دسته تارعصبي به هم شباهت دارند ولي يكي نيستند هر دوي آنها رسته اي از آكسون ها هستند اما عصب ها در دستگاه اعصاب پيرامون يافت مي شوند و رسته هاي تار عصبي كه در مغز يا نخاع شوكي قرار دارند اطلاعات را به دستگاه عصبي مركزي منتقل مي كنند .
    دستگاه عصبي
    دستگاه عصبي با ساختمان ويژه خود به عنوان يك هماهنگ كننده با تنظيم فعاليت هاي دروني بدن محيط داخلي ان را ثابت نگه مي دارد و با ايجاد تفكر و فعاليتهاي حركتي موقعيت انسان را به محيط خارجي تنظيم مي كند اعمال اين دستگاه انسان را قادر مي سازد تا با شرايط محيطي سازش پيدا كند يا آن شرايط را با توجه به نيازهاي دروني خود تعديل نمايد دستگاه عصبي مانند همه قسمت هاي بدن از واحد هاي ساختماني بنام سلول ساخته شده است سلول عصبي را نرون گويند شناخت نرونها از اهميت به سزايي برخوردار است زيرا آنها راز هاي يادگيري و كار كرد رواني را رادر خود پنهان دارند.
    هررفتاري از به هم خوردن يك پلك گرفته تا بازي كردن تنيس و يا حل يك معادله رياضي وابسته سازمان يابي فرايندهاي متعددي در داخل بدن است اين سازمان يابي خود در اثر همياري دستگاه عصبي مركزي و دستگاه غدد درون زير ممكن ميگردد.
    تعريف ديگري راكه براي دستگاه عصبي ذكر كرده اند عبارت است از اينكه دستگاه عصبي شبكه ارتباطي بدن است اين دستگاه از ميليون ها ياخته عصبي تشكيل شده كه با هماهنگي با هم كار مي كنند تا تمام كاركردهاي هماهنگ رفتار را امكان پذير كنند. يكي از دو بخش اصلي دستگاه عصبي دستگاه عصبي مركزي است كه شامل دو ساختار فرعي نخاع شوكي و مغز است نخاع شوكي چندين كاركرد دارد. 1- اطلاعات را از عصب هاي حسي به مغز مي رساند2- اطلاعات را از عصب هاي حركتي به ماهيچه ها مي برد3- واسطه بين قوس هاي باز تاب است 4- كاركرد هاي خودكار بدن را تنظيم مي كند و اگر بخواهيم كلي تر بگوييم مغز دستگاه كنترل مركزي است و هوشياري را ممكن مي كند بخش اصلي ديگر دستگاه عصبي دستگاه اعصاب پيراموني است كه از دو دستگاه فرعي تشكيل شده است . دستگاه اعصاب خودكار و دستگاه اعصاب تني دستگاه اعصاب خودكار همه كاركرد هاي غير ارادي بدن مانند ضربان قلب و گوارش را كنترل مي كند و دستگاه تني شامل اندامهاي حسي است كه آگاهي از دنياي بيروني را ممكن مي كند اين دستگاه شامل اعصاب حركتي نيز مي شود كه حركات ارادي بدن را ممكن مي كند.
    واحدهاي اصلي دستگاه عصبي
    دستگاه عصبي انسان از دو بخش عمده سلسله عصبي ارتباطي و سلسله عصبي نباتي تشكيل شده است. دستگاه عصبي ارتباطي شامل مغز نخاع اعصاب و اندامهاي حسي است اين بخش از دستگاه عصبي با دريافت و تجزيه و تحليل حفظ هماهنگي و ارتباط با محيط مي شود بخش نباتي شامل اعصاب سمپاتيك و پاراسماتيك است اين اعصاب وظيفه هماهنگي اعمال اندامهاي داخلي و تنظيم محيط دروني را بطور خود كار به عهده دارند مراكز عصبي ارتباطي و نباتي از يكديگر مستقل نيستند و ميان آنها رابطه متقابل وجود دارد .
    آن بخش از دستگاه عصبي را كه در سوراخ ستون مهره ها و درون حفره جمجمه قرار دارند نخاع و مغز دستگاه عصبي مركزي مي گويند دوازده جفت عصب از مغز و سي و يك جفت عصب نخاعي از نخاع خارجي مي گردد و كه مغز و نخاع را به همه اندامها قسمت هاي بدن ارتباط مي دهند تصوير زير دستگاه عصبي انسان را نشان داده است .
    سازمان دستگاه عصبي
    همه اجزا دستگاه عصبي به هم مربوطند ليكن براي بحث در جنبه هاي كالبد شناختي مي توان آن را به بخشهاي و زير بخشهاي زير تقسيم كرد .
    دستگاه عصبي مركزي مشتمل بر كليه نرونهاي مغز و نخاع شوكي است كه بخش اعظم نرونهاي بدن را تشكيل مي دهند دستگاه عصبي پيراموني شامل اعضايي است كه مغز و نخاع شوكي را به ساير قسمت هاي بدن ارتباط مي دهند و دستگاه عصبي پيراموني به دو دستگاه تني و دستگاه خود مختار تقسيم مي شود عصب هاي حسي دستگاه تني اطلاعات مربوطبه تحريكات محيطي را كه از پوست عضلات و مفصل هاي دريافت شده به دستگاه عصبي مركزي انتقال مي دهند اين اعصاب ما را از درد فشار و تغييرات دمايي آگاه مي كنند اعصاب حركتي دستگاه عصبي تني تحريكات برخاسته از دستگاه عصبي مركزي را به عضلات بدن مي رسانند و فعاليت آنها را بر مي انگيزند تمام عضلاتي كه ما آنها را در حركات ارادي و يا در برخي از تعديل هاي غير ارادي موقعيت و تعادل بدن استفاده مي كنيم همه با اين اعصاب كنترل مي شوند .
    عصب هاي دستگاه خود مختار يا از احشا سرچشمه مي گيرند و يا به سوي آنها ميروند نقش آنها تنظيم فرايند هايي چون تنفس ضربات قلب و گوارش است رشته عصبي كه از بخش هاي مختلف بدن به مغز مي آينديا از مغز به سوي بخش هاي مختلف بدن مي روند در نخاع جمع مي گردند و در آنجا اين رشته ها بوسيله ساختمان استخواني ستون مهره ها محافظت مي شوند بعضي از ساده ترين بازتاب هاي محرك پاسخ در سطح نخاع شوكي ايجاد مي شود يك نمونه آن بازتاب زانويي است اين بازتاب كشيده شدن پااست در پاسخ به ضربه اي كه بر روي يك زرد پي كه از زانو مي گذرد وارد مي آيد در بسياري مواقع پزشك از اين امتحان براي ارزيابي كارايي بازتاب هاي نخاعي استفاده مي كند كنش طبيعي اين بازتاب ايجاد اين اطمينان است كه هنگامي كه زانو به سبب نيروي جاذبه تمايل به خم شدن دارد پا كشيده نگهداشته شود و موجود بتواند بر روي آن بايستد وقتي به زرد پي ضربه وارد مي شوند عضله متصل به آن كشيده مي شود و پيامي از ياخته هاي حسي موجود در درون عضله از طريق اعصاب حسي به نخاع ارسال مي گردد در آنجا نرون هاي حسي مستقيما به نرون هاي حركتي سيناپس مي شوند و نرون هاي حركتي پيامي به عضله مبدا مي فرستد كه سبب انقباض آن عضله و كشيده شدن پا مي گردد .
    نقش دارو ها بر اعصاب
    بعضي از داروهايي هستند كه بر كار كرد هاي رواني تاثير مي نهند نظير مواد افيوني اكثر آثاري كه داروها بر دستگاه عصبي دارند در سيناپس ها اتفاق مي افتد داروهاي مختلف مي توانند در يك سيناپس واحد آثار متفاوتي داشته باشند يك دارو ممكن است سبب كاهش آزاد شدن انتقال دهنده عصبي شود و ديگري ممكن است محل گيرنده را اشغال نمايد و سبب انسداد انتقال دهنده گردد
    قسمت هايي از سيستم عصبي
    1- مخ 2- تالاموس 3- هيپوتالاموس 4- دستگاه كناري
    1- مخ مخ به صورت دو نيمكرده چپ وراست درون جمجمه قرار دارد كه سطح آن داراي چين خوردگي هاي زيادي است قسمت خارجي را كورتكس مي نامند مخ بزرگترين مركز كنترل بدن است و در فرايند احساس نقش مهمي دارد مركز همه حواس چون بينايي شنوايي بويايي چشايي و بساوايي و غيره در آن قرار دارد مخ تكلم حركات و فعاليت هاي ارادي را تنظيم و كنترل مي كند ودر فرايند هاي عقلي ذهني چون تشخيص منطق تفكر حفظ و يادگيري نقش اساسي دراد در صورتي كه به مخ ضربه اي وارد شود حدودا قسمت هايي از انواع نامبرده شده فوق نقص نسبي يا مطلق خواهد داشت
    2- تالاموس : به صورت دو توده تخم مرغي شكل در بالاي ساقه مغز و در درون نيمكرده هاي مغز قرار دارد مهمترين وظيفه آن انتقال موج هاي عصبي از اعصاب و مراكز پايين تر به كرتكس مخ مي باشد اين بخش از دستگاه عصبي به وجود آورنده رفتارهاي دفاعي اضطراب و خشم است و در صورت ضربه پذيري اعمال فوق عملي نخواهد بود
    3- هيپوتالاموس : در زير تالاموس قرار دارد اين عضو كوچك يكي از مهمترين و حياتي ترين قسمت هاي مغز انسان است بخش جلويي آن مركزي براي تنظيم فعاليت اعصاب پاراسمپاتيك و بخش عقبي هيپوتالاموس مركزي براي كنترل فعاليت هاي اعصاب سمپاتيك دارد مركز بسياري از رفتارهاي و فعاليت هاي حياتي بدن گرسنگي و تشنگي و رفتارهاي ؟؟؟؟ و هيجاني در هيپوتالاموس قرار دارد همچنين هيپوتالاموس فعاليت رفتار هاي ؟؟؟؟ و هيجاني در هيپوتالاموس قرار دارد همچنين هيپوتالاموس فعاليت غده هاي درون ريز را تنظيم مي كند و در ثابت نگاه داشتن دماي بدن و آب و املاح و به طور كلي در تعادل حياتي نقش اساسي دارد و در صورت ديدن اختلالي در موراد ياد شده به عمل مي ايد
    4- دستگاه كناري : دستگاه كناري يا ليمبيك بخش حلقه مانندي است كه در زير بخش خاكستري مخ قرار دارد و از چندين قسمت ساخته شده است در هرنيمكرده مغز دستگاه كناري هيپوتالاموس را در بر مي گيرد و بخش هاي آن با هيپوتالاموس در ارتباط است ليمبيك هيپوتالاموس را به كور تكس مغز وصل مي نمايد و مجموعا رفتارهاي هيجاني و عاطفي انسان را تنظيم مي كند هر يك از قسمت هاي دستگاه كناري در كنترل رفتار هيجاني وظيفه اي خاصي دارند و بطور كلي مي توان گفت كه دستگاه كناري در تنظيم حالات و رفتارهايي مانند پرخاشگري درد رنج لذت و شادي گريه و خنده ارزيابي پيامهاي بويايي نقش اساسي دارد .
    ویرایش توسط آفتاب : 04-09-2009 در ساعت 13:33
    کومور یانار گوز آغلار --- دیل آلیشار سوز آغلار

    یار یاردان آیریلاندا---اورک یانار گوز آغلار

  4. #4
    ورزشكار نيمه حرفه اي آفتاب آواتار ها
    آخرین بازدید
    07-24-2010 [ 01:18]
    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    ارومیه
    نوشته ها
    583
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    موارد ممنوع:
    وقتی فرمان عصبی به کلی از بین رفته باشد و زمانی که اراده قادر به انجام حرکت نباشد (بعضی از عقب افتادگی های مغزی کودکان) یا اراده وجود نداشته باشد و همچنین در مواقعی که خشک شدگی کامل مفصل به طور طبیعی (در اثر بیماری) یا به طور مصنوعی (عمل جراحی) ایجاد شده باشد انجام حرکت درمانی غیرعملی است. در دوران حاد برخی از بیماری ها و در بعضی از مراحل درد این نوع درمان ممکن است مضر باشد. مثلا در بیماری ریوی پیش رونده انجام تمرینات برای باز شدن قفسه سینه مضر است.
    اصولی که در حرکت درمانی غیرفعال و همچنین فعال باید مورد نظر باشد:
    ۱) بیمار نباید در حین انجام حرکت و بعد از پایان جلسه درد داشته باشد (درد نباید با احساس خستگی یا کشیدگی عضلا نی اشتباه شود.)
    ۲) رعایت احتیاط در انجام حرکت لا زم است. حرکت نباید تند انجام گیرد و بایستی متناسب با ساختمان فیزیکی بیمار صورت پذیرد.
    ۳) درمان دهنده باید اصول تدریجی حرکات را رعایت نماید.
    ۴) مفاصل دردناک و جراحات تازه قسمت های نرم بدن و وجود ترشحات در داخل مفصل انجام هر نوع حرکت درمانی غیرفعال را ممنوع می سازد.
    کشش عضلا نی بر دو نوع است:
    ۱) کشش استاتیک، کشش بدون ضربه و در حال سکون را می نامند.
    ۲) کشش رینامیک، کشش با ضربه و در حال حرکت را می نامند.
    ورزش ها برای پرورش قدرت عضلا نی بر طبق نوع انقباض عضلا نی که ایجاد می کنند به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:
    ▪ انقباض ایزومتریک:
    نوع انقباضی است که اجرای آن گرما و انرژی متوسط انقباض با قدرت عضلا ت در یک حالت استاتیک یا ایستا تولید می شود بدون تغییری در طول عضله یا در زاویه مفصلی که انقباض ایجاد می شود.
    - انقباض ایزوتونیک: در این نوع انقباض عضلا نی، عضله در یک دامنه حرکتی کامل حرکت کرده و کوتاه و بلند می شود و در مقابل یک نیروی مقاوم مثل یک شیئی خارجی یا قسمتی از بدن منقبض می شود.
    - انقباض ایزوکنیک: در این نوع انقباض عضلا نی نقش عضله در زوایای مختلف ثابت باقی می ماند و شامل تمام بافت های عضلا نی مورد استفاده به طور مساوی شده و بیشتر به زاویه کشش و مقدار خستگی عضلا نی بستگی داشته و باعث یک مقاومت دائمی و ثابت می شود و با استفاده از وسایل مکانیکی مخصوص قابل انجام است.
    - انقباض های اکنستریک و کانسنتریک دو نوع از انقباض ایزوتونیک هستند که در این موارد عضلا ت آگونیست و آنتاگونیست (عضلا تی که در قسمت جلویی بدن قرار دارند و عضلا تی که در طرف مقابل قرار دارند و کار مخالف انجام می دهند) هر دو در حالت کشش عضلا نی بوده (مثل بالا رفتن و پایین آمدن از بارفیکس) آن عضله که در حال تنش کوتاه می شود انقباض کانستریک انجام داده و آن عضله که در حال تنش بلند می شود انقباض اکسنتریک انجام می دهد.




    منظور از حركت درماني، استفاده از حركت جهت اهداف درمانياست. به بيان ديگر منظور از حركت درماني استفاده از نرمشهاي ورزشيجهت بهبود وضع تعادل بدن و هماهنگ نمودن حركات بدن ميباشد.



    اهداف حركت درماني:

    براي حركت درماني ميتوان دو دسته اهداف در نظر گرفت: يكي اهداف كلي يا دراز مدت و ديگراهداف جزئي يا كوتاه مدت.

    اهداف كلي حركت درماني عبارت استاز:

    ۱- پيشگيري از بروز اختلالات و بيماريهاي جسماني همانندآرتروز.

    ۲- درمان بعضي از ضايعات و بيماريها همانند كمردرد.

    ۳- جلوگيري از پيشرفت ضايعه مثل جلوگيري از لاغري ياآتروفي عضلات متعاقب ضايعات عصبي و عضلاني.

    اهداف جزئي ياكوتاه مدت حركت درماني هم شامل موارد زير است:

    ۱- به دستآوردن دامنه حركتي مفاصل.

    ۲- به دست آوردن انعطاف پذيري مطلوبدر بافتها.

    ۳- جلوگيري از ايجاد تغيير شكل در مفاصل وعضلات.

    ۴- تقويت عضلات و بافتها.

    ۵- كاهش تورم والتهاب بافتها.

    ۶- كنترل درد فرد.

    بطور خلاصه هدف كلياز حركت درماني حفظ و به دست آوردن تواناييهاي عملي فرد است، يعنيفرد بتواند تمام كارها و فعاليتهاي روزمره را بدون مشكل و مسئله خاصيانجام دهد. همينطور فرد بتواند هر چه سريعتر و زودتر متعاقب ضايعه يابيماري به ورزش يا فعاليتهاي زندگي برگردد.

    نكات مورد توجه در حركتدرماني

    ۱- براي به دست آوردن نتايج و تأثيرات سودمند حركتدرماني، بايد افراد آگاهي و شناخت كافي از ساختمان و آناتومي بدنداشته باشند. همينطور داشتن آگاهي در زمينه فيزيولوژي و بيومكانيكلازم و ضروري است. اگر چه در بعضي از موارد دانستن پاتولوژي بيماريهاهم نياز است.

    ۲- نحوه اجراي صحيح حركت درماني فوق العادهاهميت دارد. به همان اندازه كه اجراي صحيح حركت درماني مي تواندنتايج و تأثيرات مثتبي بر روي بيماريها و اختلالات داشته باشد، بههمان اندازه هم امكان دارد كه جراي غلط حركت درماني موجب بروزتأثيرات منفي براي بيمار شود.

    ۳- انجام حركت درماني بايد درحد توانايي و قدرت فرد باشد. از انجام حركاتي كه موجب تشديد درد وناراحتي بيمار مي شود بايد به شدت خودداري نمود. اگر فردي متعاقبانجام نرمشهاي حركت درماني احساس درد يا ناراحتي نمود، بايد تعدادحركات را كاهش داد و يا حتي نوع نرمش را تغيير داد.

    ۴- نكتهديگري كه بايد كليه افراد بدان توجه نمايند اين است كه براي دستيافتن به نتايج حركت درماني،‌نبايد عجله و شتاب داشت. به بيان ديگربرنامه حركت درماني بر اساس توانايي بيمار طرح ريزي مي شود. اگربيمار قدرت و توانايي مناسبي داشته باشد، پيشرفت او هم قابل توجهاست، ولي اگر توانايي و قدرت بيمار محدود و اندك بود، به همان نسبتهم پيشرفت بيمار آهسته خواهد بود.

    ۵- در مورد كاربرد حركتدرماني در مواقعي كه التهاب و تورم در مفاصل يا نواحي ديگر وجوددارد، بايد با احتياط و مراقبت باشد، زيرا امكان افزايش تورم والتهاب مفصل متعاقب حركت درماني وجود دارد. در اكثر مواقع بهتر استدر صورت وجود تورم و التهاب در مفصل تنها از نرمشهاي ايستا يا انقباضايزومتريك استفاده نمود.

    ۶- تأثيرات و نتايج حركت درمانيمحدود و در اختلالات و بيماريهاي خاصي كاربرد دارد.

    ۷- عده اياعتقاد دارند كه نتايج و تأثيرات انجام حركت درماني كه به مدت كم ودر فواصل متعدد ( روزي چند بار ) انجام گيرد بيشتر از حركت درمانياست كه به مدت زياد و با فواصل زياد انجام گيرد. منظور اين مي باشدكه حركت درماني را با تعداد كم و روزي چند بار انجام داد تا اينكهفرد حركات درماني را با تعداد زياد و به ندرت انجام دهد.

    ۸- حركت درماني را بايد حتي الامكان بدون استفاده از وسيله خاصي انجامداد. البته در بعضي مواقع جهت كمك و تسهيل انجام حركات درماني نيازبه وسايل كمكي مي باشد. استفاده از عصا، قرقره، وزنه يا فنر، دوچرخهثابت و ابزار ديگر از جمله وسايل كمكي است كه امكان دارد براي انجامحركت درماني مورد نياز باشد.

    از ميان ورزشها و نرمشهاي پيشنهادي در مورد بيمارانكمردردي، دو روش يا دو برنامه تمريني بيشتر مورد توجه است. اين دوروش يا برنامه يكي تمرينات يا ورزشهاي ويليامز است و ديگر نرمشها ياورزشهاي طبي مكنزي

    الف) ورزشهايويليامز:

    ويليامز اعتقاد دارد كه علت عمده بروز كمر درد، بر همخوردن انحناي طبيعي ستون فقرات است. به بيان ديگر وي اعتقاد دارد كهدر اثر علل و عوامل مختلفي از جمله ضعف عضلات جداره شكم، ميزان انحنايا قوس ناحيه كمر افزايش پيدا مي كند و همين عامل موجب بروز درد كمرميشود.

    همينطور ويليامز اعتقاد دارد كه در اثر ضعف عضلاتسريني يا عدم انعطاف پذيري در عضلات اطراف لگن و ران به ويژه عضلاتپشت ران ( عضلات همسترينگ ) شخص در هنگام فعاليت يا كار از الگويصحيح استفاده نمي كند و همين عامل موجب مختل شدن حركات مفاصل بين لگنو ناحيه كمر مي شود و در نتيجه باعث بروز درد كمر مي شود. بنابراينويليامز براي كاهش انحنا يا قوس كمر ( لوردوز )، تقويت عضلات ناحيهشكم و ايجاد انعطاف پذيري در عضلات اطراف لگن و باسن، ورزشها ياحركات درماني ويژه اي طرح نمود كه همانطور كه اشاره شد، اصطلاحاً بهآن ورزشها يا نرمشهاي ( ويليامز ) مي گويند.

    تشريح ورزشهايويليامز:

    حركت اول: فرد در حالي كه به حالت راحت دراز كشيده وزانوهايش خم است، سعي مي كند ضمن منقبض كردن عضلات شكم، لگن خود راكمي بلند نماید
    هدف از انجام ورزش اول ويليامز، تقويت عضلات باسن وكاهش انحنا يا لوردوز كمر است.

    حركت دوم

    فرد در حالي كه خوابيده و زانوهايش كمي خم است، سعي ميكند با دستهاي كشيده به حالت نشسته در آيد.

    هدف از انجام ورزشدوم ويليامز ، تقويت عضلات شكم و كاهش انحنا يا لوردوز كمراست

    حركت سوم

    فرد در حالت خوابيده، سعي مي كند زانوهاي خود را تا آنجاكه مي تواند به طرف سينه حركت دهد
    هدف از انجام ورزش سوم ويليامز،ايجاد كشش و انعطاف پذيري در عضلات و عناصر اطراف ستون فقراتاست.

    حركت چهارم

    فرد در حالي كه نشسته است، سعي مي كند به طور ملايممطابق تصوير دستهايش را به مچ پا برساند
    هدف از انجام ورزش چهارمويليامز، ايجاد كشش و انعطاف پذيري در عضلات پشت ران ( عضلاتهمسترينگ) است .

    حركت پنجم

    فرد در حالي كه در حالت استارت دو ميداني قرار گرفتهاست، سعي مي كند با متمايل شدن به سمت جلو بر روي پاي عقب خود فشاروارد كند.

    در مرحله بعد ضمن عوض كردن پاها، همين حركت را برايپاي ديگر انجام مي دهد.
    هدف از انجام ورزش پنجم ويليامز، كاهشانحنا يا قوس كمر است.

    حركت ششم

    : فرد در حالي كه كنار ديوار ايستاده است، سعي مي كندبنشيند. در ضمن ممكن است اين تمرين را با استفاده از يك صندلي انجامداد، يعني فرد در كنار صندلي قرار ميگيرد و به جاي اينكه بر روي زمينبنشيند، بر روي صندلي مي نشيند. هدف از انجام ورزش ششم ويليامز،تقويت عضله چهارسر راني است. همينطور در اين تمرين عضلات سريني تقويتمي شوند.
    گرد آوری و تنظیم: عباس فیروزیان
    ویرایش توسط آفتاب : 04-09-2009 در ساعت 13:35
    کومور یانار گوز آغلار --- دیل آلیشار سوز آغلار

    یار یاردان آیریلاندا---اورک یانار گوز آغلار

  5. #5
    ورزشكار نيمه حرفه اي آفتاب آواتار ها
    آخرین بازدید
    07-24-2010 [ 01:18]
    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    ارومیه
    نوشته ها
    583
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    عوامل ایجاد کننده لوردوز(قوس کمر) کمری به شرح زیر است :
    1دمر خوابیدن« نیروی جاذبه» قوس کمر را به سمت پائین کشیده که منجر به کوتاهی عضلات می گردد.
    2. ضعف عضلات شکم « عضلات راست شکمی».
    3. ضعف عضلات کمر.
    4. چاقی « شکم برآمده» رانده شدن عضلات بدلیل نیروی جاذبه وکشیده شدن عضلات داخلی شکم وپشت.
    5. مادر زادی ( چگونه« ! آخرین مهره کمر اشکال دارد « مقداری از آن نیست، ناقص هستند»).
    6. شلی رباط ها « به صورت ارثی دیده می شود» افرادی که شکم را به جلو داده و به سمت عقب خم می شوند.
    7. ضعف عضلات ران « در.بعضی در رفتگی مادر زادی در هر دو ران وجود دارد».
    8. در.اثر شکستگی یا.فشار جابجایی مهره ها روی هم که مرکزثقل به سمت جلو می باشد « ایجاد درد».
    9. علت اصلی در حالت نشسته طول عضلات خم کننده ران کوتاه می شوند، یا کمر را به ران نزدیک می کنند« سوئز خاصره» مهم ترین علل کمر درد کوتاهی این عضلات می باشد.
    حرکات اصلاحی: گودی کمر
    دراز و.نشست حرکت کلی است؛
    -فرد به پشت می خوابد و عضلات شکم و باسن را منقبض می کند و کمر را به زمین فشار می دهد و چند لحظه این حالت را حفظ می نماید.سپس استراحت نموده و این کار را تکرار می کند.
    -فرد به پشت می خوابد و سرش را از زمین بلند می کند .در این حالت عضلات شکم منقبض می شوند .
    -فرد به پشت می خوابد، زانوها و رانها را خم می کند . فرد در حالیکه دستها را روی سینه قرار داده عمل بلند شدن را انجام می دهد تا جائیکه زاویه تحتانی کتف از زمین بلند شود
    - طاق باز خوابیده پاها را بالا آورده و نگاه می داریم. بهترین حالت آن است که پاها 20 درجه از زمین بلند شده « بیشترین انقباض در این وضعیت به عضلات وارد می شود»، هرچه پاها بالاتر بیاید فشار کمتر است.
    - رعایت الگوی درست راه رفتن درطول روز، شکم را بداخل دادن و نگاهداشتن این حالت.

    -روی زمین نشسته و پاها را کاملاً صاف نگه دارید. تنه را به سمت رانها آورده و بکوشید تا با دستها مچ پاها را لمس کنید(خم شدن به جلو از ناحیه کمر باشد)
    - حرکت گهواره:در حالی که پشت خوابیده اید پاها را به سمت شکم جمع نموده و در حالی که دستها را دور پا قلاب نموده اید گهواره را اجرا نمائید.

    - حالت چهار دست و پای گربه را به خود گرفته و با انقباض عضلات شکم بکوشید تا قوس ناحیه کمر را کم کنید.
    در صورتی که گرد پشتی شما در حالت ایستادن مشهود باشد ولی در هنگام خوابیدن این تحدب از بین برود گرد پشتی برگشت پذیر یا متحرک است و با انجام حرکات اصلاحی برطرف می شود.
    در اینجا به حرکات اصلاحی گرد پشتی برگشت پذیر یا متحرک اشاره می شود:
    1- فرد رو به شکم می خوابد و دستها را با پشت کمر به همدیگر قفل می کند و یا در پهلو قرار می دهد و سپس سرو سینه را از زمین بلند می کند و برای چند لحظه در این وضعیت نگه می دارد
    2-فرد رو به شکم می خوابد یک دست را به سمت بالای سر می برد و دست دیگر را در پهلو قرار می دهد و عمل بالا آوردن سر و سینه را انجام می دهد
    3-حرکت شماره 2 را با دست دیگر تکرار می کند
    4-فرد رو به شکم می خوابد ، دستها را پشت سر به یکدیگر قفل می کند و عمل بالا آوردن سر و سینه را انجام می دهد.
    5-فرد روی شکم می خوابد دستها را به صورت باز در امتداد شانه ها (به حالت صلیب) قرار می دهد حال عمل بلند کردن سر و سینه و دستها را انجام می دهد.
    6-فرد روی تخت رو به شکم می خوابد طوری که سر و سینه از تخت آویزان باشد حال ، عمل بلند کردن سر و سینه را انجام می دهد.
    7-آویزان شدن از میله بارفیکس می تواند در بهبود انعطاف پذیری و انجام بهتر تمرینات سینه باشد.
    8-شنای کرال سینه در اصلاح پشت گرد مفید است.
    9-حفظ وضعیت صحیح در ایستادن ، نشستن، خوابیدن، ضروری است و به اصلاح ، کمک می کند.
    10 -در چهارچوب در ایستاده و وضعیت صحیح را انتخاب کنید. در حالی که هر دو دست خود را تا سر، حد شانه، بالاآورده اید بکوشید تا از چهار چوب در به آرامی عبور کنید، هنگام اجرای این حرکت مراقب باشید که قوس کمر تشدید نشود.
    11- دو زانو به صورت جمع شده بر روی زمین بنشینید.سپس بکوشید دستها را به جلو رانده و با چنگ زدن زمین آنها را تا سر حد امکان به دورترین نقطه منتقل کنید. در این حالت بکوشید فاصله زیر زانو و کتفها با زمین در حداقل اندازه باشد_کشش گربه)
    12- در حالی که هر دو دست یک دمبل یا وزنه دارید بر روی شکم و بر روی نیمکت بخوابید .در این وضعیت بازوها را از دو طرف بدن بالا آورید .سپس بدون هیچ گونه انقباضی به وضعیت اول برگردید.
    13- بایستید و دستها را در پشت بدن برده و به یکدیگر قلاب کنید و بکوشید آرنجها را به پایین و عقب فشار دهید و آنها را به یکدیگر نزدیک کرده و سر را بالا نگه دارید(قوس کمر نباید افزایش یابد).
    14-انجام تمرینات تنفسی همراه با سایر تمرینات اصلاحی لازم است.
    لازم است شما این تمرینات را حداقل 4 جلسه در هفته اجرا نمائید.مدت زمان بهبود بستگی به وضعیت و میزان ناهنجاری و میزان تمرینات شما دارد.




    مطابق شكل، پا را با زاويه 90 درجه روي زمين قرار دهيد و پاي ديگر را به عقب بكشيد. دستتان را روي پاي جلويتان قرار دهيد. حال بالاتنه را كاملاً صاف كرده و باسن را به جلو هل دهيد تا اينكه در محدوده كمر كشش خفيفي حس كنيد. 12 ثانيه در اين حالت بمانيد. يك بار ديگر اين تمرين را انجام دهيد




    ویرایش توسط آفتاب : 04-09-2009 در ساعت 13:15
    کومور یانار گوز آغلار --- دیل آلیشار سوز آغلار

    یار یاردان آیریلاندا---اورک یانار گوز آغلار

صفحه 1 از 7 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برنامه ‌های تمرینی عضلات پا
    توسط Antonio در انجمن برنامـه هـای تمـرینـی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: 12-12-2009, 07:59
  2. شگردهای تمرین مخصوص پائین زیربغل (لت)
    توسط srever در انجمن پـروتئین و اسـیدهای آمـینه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-01-2008, 03:24

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •